بچه های دیروز
سایت نوستالژیک

ناصر الدین شاه قاجار

تصویری از ناصرالدین شاه قاجار
ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شاه قاجار  (۲۵ تیر ۱۲۱۰ – ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵)،  ناصرالدین شاه قاجار، پادشاه ایران از 5 سپتامبر 1848 تا 1 مه 1896، زمانی که ترور شد، پادشاه ایران بود. او پسر محمد شاه قاجار و ملک جهانخانوم بود و سومین پادشاه طولانی حکومت ایران پس از شاپور دوم سلسله ساسانی و طهماسب اول سلسله صفوی بود. ناصر الدین شاه دارای قدرت حاکمیتی برای نزدیک به 50 سال بود و همچنین اولین پادشاه مدرن ایران بود که رسما به اروپا سفر کرد.

 قدرت کارآیی قانون اولیه ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شاه قاجار

دولت تحت نام ناصر الدین حکومت شناخته شده ای از ایران بود اما قدرت آن توسط رهبران قبیله ای محلی تضعیف شد. رهبران مذهبی و قبیله ای نسبت به جوامع خود، نسبتا استقلال داشتند. ناصر الدین در اجرای حاکمیت خود بر مردم خود موثر نبود. گروه های محلی شبه نظامیان خود را داشتند و اغلب از قوانینی که سلطنت را تصویب کرده بودند، اطاعت نمی کردند، زیرا آنها قدرت اجرای آنها را نداشتند. مردم به جای قوانین دولتی به دنبال فتواهای علما بودند. هنگامی که ناصر الدین قدرت را در دست گرفت، ارتش او به سختی 3000 نفر داشت که به طور قابل توجهی کوچکتر از ارتش های مختلف رهبران قبیله ای بود. هنگامی که دولت به یک ارتش مناسب نیاز داشت، او شبه نظامیان محلی را استخدام می کرد.  پیش از اصلاحاتش، دولت ناصر قدرت بسیار کمتری نسبت به موضوعات  روز و حتی در طول اصلاحات داشت، آنها با در نظر گرفتن توانایی های خود برای اجرای این اصلاحات موفق بودند.

دیپلماسی و جنگ


ناصرالدین از قبایل قاجار تبریز بود، و در سال 1848 پس از مرگ پدرش به کمک امیر کبیر به تخت سلطنت رسید.

ناصرالدین گرایش های اصلاح طلبی را در اوایل دوران ریاست جمهوری داشت، اما در سبک حکومت  خود از نوع دیکتاتوری بود. با تأیید او، برخی از بابی ها ی خود کشته شدند.  این نوع برخورد  در زمان نخست وزیری امیر کبیر هم ادامه یافت و حتی حکم اعدام باب را صادر کرد – که به عنوان نماد خداوند به بهائیان و بهائیان و مورخان به عنوان بنیانگذار دین بابی محسوب می شود.

ناصرالدین، در سالهای 1856 با تصرف هرات در افغانستان، قادر به بازپس گیری قلمرو قفقاز بود که از ابتدای قرن نوزدهم به روسیه واگذار شده بود و به روسیه بازگشت. ناصر الدین با تصرف هرات، افغانستان در سال ۱۸۵۶، به دنبال جبران خسارت بود. بریتانیا این حرکت را تهدیدی علیه هند و  بریتانیا تلقی کرد و جنگ را علیه ایران اعلام کرد و در نهایت هرات بازگشت و  پادشاهی افغانستان را به رسمیت شناخت شد.

ناصر الدین اولین پادشاه مدرن ایرانی بود که در سال 1873 به اروپا سفر کرد و سپس در سال 1878 (زمانی مشاهده ناوگان دریایی سلطنتی) و در نهایت در سال 1889 و با تکنولوژی ای که او دید، شگفت زده شد. در طی سفر وی به بریتانیا در سال 1873، ناصرالدین شاه توسط ملکه ویکتوریا به نام قهرمان شوالیه گری، بالاترین مقام ارشد انگلیس، انتخاب شد  نشان بند جوراب را دریافت کرد. او اولین پادشاه ایرانی بود که چنین نشانی بدست آورده بود. خاطرات مسافرت سفر 1873 او در چندین زبان، از جمله فارسی، آلمانی، فرانسوی و هلندی منتشر شده است.


ناصر الدین شاه در سال ۱۸۵۴


در سال ۱۸۹۰، ناصر الدین با سرگرد انگلیسی جرالد تالبوت دیدار کرد.” تالبوت ” با او قراردادی امضا کرد که به او مالکیت دخانیات ایران راداد، اما او بعداً مجبور شد پس ازصدور فتوایی که کشاورزی، تجارت و مصرف تنباکو را حرام اعلام کرده بود قرارداد را لغوکند. ، بنابراین به همین دلیل غیراخلاقی محسوب می‌شد. این موضوع حتی در زندگی شخصی شاه نیز تاثیر گذاشت زیرا همسران او به او اجازه سیگار کشیدن نمی‌دادند.

این نهایت تلاش های ناصرالدین برای دادن امتیازات به اروپایی ها نبود؛ او بعدا به پولس جولیوس را امتیاز مالکیت درآمد گمرکی ایران داد.

اصلاحات

اکثر اصلاحات مدرنیزه ناصرالدین طی نخست وزیری امیر کبیر اتفاق افتاد.

امیر کبیر

او شورشیان مختلف را در استان های ایران شکست داد، به ویژه در خراسان، بودجه را با اصلاح نظام مالیاتی، محدود کرن قدرت روحانیت ، ساختن برخی کارخانه های نظامی، بهبود روابط با قدرت های دیگر برای جلوگیری از نفوذ بریتانیا و روسیه و انتشار نخستین روزنامه به نام “وقایع اتفاقیه” را باز کرد و مهمتر از همه، نخستین مدرسه عالی برای تحصیلات عالی تربیتی به نام دارالفنون را باز کرد که بسیاری از روشنفکران ایرانی در آنجا به تحصیل پرداختند. با این وجود اصلاحات امیر کبیر با اقدامات شاه مخالف بود و ناصر الدین شاه هم به همین خاطر ترجیح داد که ابتدا او را تبعید کرد و سپس دستور ترور وی را صادر کرد. شاه به تدریج علاقه خود به اصلاحات را از دست داد. با این حال، اقدامات مهمی از قبیل آشنا کردن وضع حمل و نقل و خدمات پستی را به عهده گرفت. او همچنین اندازه نفرات ارتش را افزایش داد و یک گروه جدید به نام تیپ قزاقی که توسط روس‌ها آموزش و مسلح شد، ایجاد کرد. او اولین ایرانی بود که عکاسی کرد و حامی عکاسی بود.

نخست‌وزیر او، علی اصغر خان بود که پس از ترور شاه به منظور تضمین انتقال تاج و تخت به مظفرالدین الدین، کمک کرد.

اگرچه او در معرفی این اصلاحات غربی موفق بود، اما موفق نبود حاکمیت کامل مردم خود را به دست آورد یا آن‌ها را وادار به قبول این اصلاحات کرد. مدرسه ای که او باز کرد، دارالفنون، تعداد ثبت نام بسیار کمی داشت. این محدودیت توسط شیعه اسلام در مجموعه شاه از زکات تعریف شده بود و منجر به آن شد که این وجوه به طور مستقیم به خزانه های علما وارد شود. بنابراین، خودمختاری مالی که به علما داده شد، آنها را قادر ساخت که از نظر ساختاری مستقل باقی بمانند، مدرسه ها را باز نگه دارند و از دانش آموزان در آن حمایت کنند.  علما همچنین توانایی خود را برای برانگیختن قانون دولت حفظ کرد. برای تأمین مالی این مؤسسات جدید و پروژه های ساختمانی، ناصرالدین شاه مالیات را افزایش می داد.متاسفانه، ماموران مالیات به طور معمول از قدرت خود سو استفاده می‌کنند و دولت به عنوان فاسد تلقی می‌شود و قادر به محافظت از آن‌ها در برابر سو استفاده نبود و دولت به عنوان فاسد وناکارآمد در کنترل آنها در برابر سوءاستفاده  تلقی می شد. این احساسات ضد دولتی قدرت علما را در برابر مردم افزایش داد؛ زیرا آنها توانستند امنیت خود را تامین کنند. 

در سال 1852 ناصر الدین امیر کبیر، اصلاح طلبان مشهور ایرانی اعدام کرد.

با وجود او، بسیاری از مردم بر این باورند که دورنمای یک سرزمین مستقل که بر پایه شایسته‌سالاری است، به جای انتصاب به مشاغل مهم، بر پایه شایسته‌سالاری است. دور از ذهن نیست.

شاه در سفر اروپایی خود، در سلطنتی انگلیس و روسیه در سلطنتی آلبرت هال، لندن نشسته است
با این حال، در سالهای بعد از حکومت او، ناصر الدین به طور مستمر رد کرد که فشارهای روزافزون را برای اصلاحات مقابله کند. او همچنین به عنوان یک سری حقوق قانونی به خارجی ها اعطا کرد. در سال 1872 فشار عمومي او را مجبور كرد تا يك امتياز را كه شامل مجوز ساختن مجتمع هايي چون راه آهن و آبراهه در سراسر ايران مي شد، برداشت. در سال 1890 او یک امتیاز 50 ساله برای خرید، فروش و پردازش تمام تنباکو در کشور اعطا کرد که منجر به تحریم ملی تنباکو و لغو امتیاز شد. این حادثه اخیر توسط بسیاری از مقامات در نظر گرفته شده است که منشاء ملی گرایی مدرن ایران است.

ترور

میرزا رضا کرمانی یکی از پیروان جمال الدین افغانی، زمانی که ناصرالدین شاه در حرم شاه-عبدالعظیم مشغول دعا و بازدید بود, ترور کرد گفته شده است که اسلحه (هفت تیر) مورد استفاده برای ترور او قدیمی و زنگ زده بود، و اگر او پالتو ضخیم تر پوشانده بود یا از یک فاصله طولانی شلیک شده بود،  ناصرالدین شاه جان سالم به در برد.  اندکی قبل از مرگ او گزارش شده است که گفته شده است “اگر من زنده بمانم، شما را به طور متفاوتی حکومت خواهم کرد!” وزیر دفاع نزم الدوله این قاتل را تحت تعقیب قرار داد.

مراسم تشییع جنازه ناصرالدین شاه قاجار
مراسم تشییع جنازه شاه
سنگ قبر ناصرالدین شاه قاجار
سنگ قبر ناصرالدین شاه

ناصر الدین در شاه عبدالعظیم در ری در نزدیکی تهران، جایی که او ترور شد به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری او شش ماه پس از مرگ او رخ داد.  یک دیپلمات بریتانیایی که با برخی از کسانی که در آنجا حضور داشتند صحبت کرد گفت: “جسد در یک مراسم تدفین بسیار بالا منتقل شد و در بیشتر موارد به مراتب بیشتر از یک” بود. سنگ قبر یک تکه سنگ که تمثال کامل او را در بر داشت، اکنون در موزه کاخ گلستان در تهران نگهداری می‌شود.

علایق هنری و ادبی

ناصر الدین شاه بسیار علاقه مند به نقاشی و عکاسی بود. او یک نقاش با استعداد بود و حتی اگر آموزش نیافته بود متخصص نقاشی قلم و جوهر بود. چندین نقاشی قلم و مرکب آنها بجای  مانده است. او یکی از اولین عکاسان در ایران بود و حامی هنر بود. او یک استودیوی عکاسی در کاخ گلستان تاسیس کرد. 

عکاسی در زمان قاجار دربار شاه
عکاسی در زمان قاجار در دربار

ناصر الدین نیز یک شاعر بود. 200 بیتی او در مقدمه مجله فصحه، اثر رضاخلی خان هدایت در مورد شاعران دوره قاجار ثبت شده است. او علاقه مند به تاریخ و جغرافیا بود و کتاب های زیادی در این زمینه در کتابخانه اش داشت. او همچنین فرانسوی و انگلیسی را می دانست، اما در هر دو زبان مسلط نبود.

حکایت پیر اهل جوان (حکایت پیر جوان)؛ “داستان” داستان کهنه و جوان ” توسطبسیاری به او نسبت داده شد؛ این یکی از نخستین داستان‌های ایرانی بود که در سبکاروپایی مدرن نوشته شده بود.

او همچنین کتاب خاطراتی از . شاه ایران در در سال 1873 در سفر خود به اروپا نوشت.

اولاد

پسران

شاهزاده سلطان محمود میرزا (1849-1847) ویله احاد از ایران، 1849

شاهزاده سلطان معین عدن دین میرزا (1849 – 6 نوامبر 1856) والی احمد از ایران، 1849 – 56

شاهزاده سلطان مسعود میرزا زلز اسلطان سلطان (5 ژانویه 1850 – 2 ژوئیه 1918)

شاهزاده محمد – قاسم میرزا (1850 – 29 ژوئن 1858) ویله احد از ایران، 1856 – 8

شاهزاده سلطان حسین میرزا جلال الدوله (1858 – 1868) [15]

شاهزاده مظفر عد دین میرزا (25 مارس 1853 – 7 ژانویه 1907)

شاهزاده کامران میرزا نایب اس سلطان (22 جولای 1856 – 15 آوریل 1929)

شاهزاده نصرت الدین دین میرزا سالار اس – سلطان (2 می 1882 – 1954)

شاهزاده محمد – رضا میرزا روکن اس سولتانه (30 ژانویه 1884 – 8 ژوئیه 1951)

شاهزاده حسین – علی میرزا یامین عدول (1890 – 1952)

شاهزاده احمد میرزا احد اس سلطان (1891 – 1939)

دخترها

شاهزاده افسار فرد – داول

شاهزاده فخرالملک (1847 – آوریل 1878)

شاهزاده اسماعیل دله (1855 – 3 سپتامبر 1905)

شاهزاده خانم Zi a os – Saltaneh (1856 – 11 آوریل 1898) [16]

شاهزاده فخر فرد – دله (1859 – 1891)

شاهزاده فروغ فرد – دله (1862 – 1916)

شاهزاده عفتخارس – سلطان (1880 – 1941)

شاهزاده فراه اس – سلطان (1882 – 17 آوریل 1899)

شاهزاده خانم تدجس – سلطان (1883 – 25 ژانویه 1936)

شاهزاده خانم عززالسلطان (1888 – 1982) [17]

بازدید: 7

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.