X
تبلیغات
زولا

بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

مرتضی احمدی هم در گذشت

مرتضی احمدی بازیگر و صدا پیشه ی کشورمان امروز در گذشت کسی که برای بچه های دیروز و پریروز صدایی چون روباه مکار رو بیادگار گذاشت که در نوع خود تک بود-نسل قدیمی و حرفه ای بازیگران و علی الخصوص دوبله ایران در حال ازبین رفتن هستند و دبله های ضعیف جایگزین انها میشوند که لذت تماشای یک فیلم قشنگ رو از مخاطب سلب می کند-روحش شاد

مرتضی احمدی
مرتضی حاج سید احمدی
مرتضی احمدی.jpg
تاریخ تولد/مرگ10 آبان1303 تهران

30آذر93 تهران بر اثر ابتلا به بیماری تنفسی

90سال
فعالیتبازیگر گوینده خواننده.دوبلور نویسنده و کارمند سابق راه اهن
همسر و فرزندان در9مرداد1134 با زهرا جوانشیر ازدواج کرد که در سال50بر اثر سرطان درگذشت

آزیتا1337
مازیار1340
دوبله های ماندگاردر کارتون پینوکیو نقش روباه مکار را ایفا میکرد-اواخر دوره شاه و اوایل انقلاب

بابا علاءالدین در کارتون سند باد

نقش رکس(روباه)در کارتون نیلز

راوی کارتون ایرانی شکرستان
اولین  و اخرین کار سینمایی1332ماجرای زندگی به کارگردانی نصرات االه محتشم

1384 ستاره ها فریدون جیرانی
اولین و آخرین کار تلویزیونی1340-1345 تک مضراب کارگردان علی محزون

شکرستان 1387-1391
کتاب ها
    کهنه‌های همیشه نو (ترانه‌های تخت حوضی)، مرتضی احمدی (گردآورنده)، ناشر: ققنوس
    من و زندگی: خاطرات مرتضی احمدی، مرتضی احمدی، ناشر: ققنوس
    پرسه در احوالات ترون و ترونیا، مرتضی احمدی، ناشر: هیلا
    فرهنگ بر و بچه‌های ترون: کلمه‌های ویژه، واژه‌ها، اصطلاحات و ضرب المثل‌های تهرانی، مرتضی احمدی، ناشر: هیلا.

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تبلیغ قدیمی لاستیک دنا

تبلیغ قدیمی لاستیک دنا

من به شخصه از این تبلیغ بیزار بودم

http://s5.picofile.com/file/8156745276/dena.JPG




http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

عکسهای قدیمی و جدید ایرج طهماسب(ای مرجی)

عکسهای قدیمی و جدید ایرج طهماسب(ای مرجی)

http://s5.picofile.com/file/8156742942/iraj_tahmasb.png


مطالب بیشتر با ایرج طهماسب

جغجغه و فرفره عروسک های خاطره انگیز برنامه صندوق پست(1373)


ماجرای ساخت عروسک های کلاه قرمزی  پسر خاله


صندوق پست دهه70-ای مرجی و کلاه قرمزی



http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

دانلود تیتراژ قدیمی-مجله قدیمی-کتاب قدیمی نوستالوژی قدیمی سرود قدیمی تبلیغ قدیمی کارتون قدیمی

  • سلام خوش آمدین تمرکز اصلی این صفحه بیشتر روی  فایلهای صوتی خواهد بود و بیشتر به تیتراژها سرود ها  و.... می پردازد
    تمامی فایلها بررسی شدند و مشکلی ندارند

سلام برای دانلود هر کدام از فایلها میتونید روی اسم اون فایل کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل بشین مطابق تصور زیر:

http://s9.picofile.com/file/8270462692/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

روی دریافت لینک دانلود در صفحه فوق کلیک کنید تا به حالت زیر تغییر کند:


http://s8.picofile.com/file/8270462700/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

هم اکنون روی دانلود فایل کلیک کنید. تا فایل مورد نظر برای شما دانلود شود/تمام





مجلات قدیمی-قبل انقلاب بچه های دیروز/بچه های پریروز

2دانلود مجله توفیق دانلود مجله فکاهی توفیق






دانلود تیتراژ برنامه کودک و کارتون قدیمی دهه60/70
 دانلود تیتراژ پلنگ صورتی دانلود تیتراژ مسافر کوچولودانلود تیتراژ کارتون شیرین و شجاع
دانلود تیتراژ پرین-باخانمان

دانلود ایکیو مرد کوچک(ایکیوسان)

تیتراژ پایانی

دانلود تیتراژ بارباپاپا
دانلود تیتراژ گوریل انگوریدانلود تیتراژ زنان کوچک
دانلود تیتراژ دوقلوهای افسانه ای
دانلود تیتراژ پسر کوهستان-پپرو

دانلود تیتراژ زی زی گولو-تا به تادانلود تیتراژ پینوکیودانلود تیتراژ ملوان زبل
دانلود تیتراژ هوشیار و بیداردانلود تیتراژ دژ فضاییدانلود تیتراژ رامکال
دانلود تیتراژ مگ مگ  و دوستان زبلدانلود تیتراژممولدانلود تیتراژ لوک خوش شانس
دانلود تیتراژ گل پامچال بی کلامدانلود تیتراژ معاون کلانتردانلود تیتراژ آقای سکسکهدانلود تیتراژ زورودانلود تیتراژ الیس در سرزمین عجایب

دانلود تیتراژ مارکوپولودانلود تیتراژ نیک و نیکودانلود تیتراژ هاچ زنبور عسلدانلود تیتراژ پت پستچیدانلود تیتراژ گالیور
دانلود تیتراژ گالیوردانلود تیتراژ فردی مورچه سیاه-اصلیدانلود تیتراژ واتو واتودانلود تیتراژ کارو اندیشهدانلود تیتراژ ازمایشگاه زیر دریایی
دانلود تیتراژ کارتون بینوایان
دانلود تیتراژ رابین هود
دانلود تیتراژ تصویری سیب خندهتیتراژ شهر بستنی ها
کوتلاسیوگی و دوستانگل پامچال


تیتراژ بل و سباستینتیتراژ بلیک و مورتیمردانلود تیتراژ دکتر ارنستدانلود تیتراژ ماسکدانلود تیتراژ افسانه سه برادر
تیتراژ السون و ولسوندانلود تیتراژ تابالوگاسندبادلوک خوش شانسمیکروبی
هزاربرگ هزار رنگوروجک و استاد ادر نجارجزیره گنجزیباترین داستانهای دنیاسیب خنده
میو میو عوض میشهقلعه هزار اردککاراگاه گجتتیتراژ دانیکماندار نوجوان



دانلود تیتراژ اخبار دهه60/70بچه های دیروز /بچه های پریروز
دانلود تیتراژ  شروع اخبار قدیمی

دانلود تیتراژ مسابقات قدیمی دهه60/70 بچه های دیروز/بچه های پریروز

دانلود تبلیغات قدیمی دهه60/70 بچه های دیروز/بچه های پریروز
دانلود تبلیغ قدیمی بستنی میهن

دانلود تیتراژ پیام بازرگانی قدیمی


سرود های قدیمی دهه60/70 بچه های دیروز/بچه های پریروز

دانلود سرور تابستونه فصل شادی و خندهدانلود سرود یار دبستانی مندانلود سرودهمشاگردی سلام
دانلود چشم چشم دو ابرو(تصویری)
دانلود باز هم مرغ سحر


دانلود آهنگ ای نسیم سحری صبر کندانلود آهنگ وقف پرنده ها -قاسم افشار


دانلود نوستالوژی های دهه60/70 بچه های دیروز/بچه های پریروز
دانلود مجموعه قدیمی آدامس ایدیندانلود کلیپ عکسهای خاطره انگیز



دانلود اهنگهای خاطره انگیز دهه60/70 بچه های دیروز و پریروز





دانلود بازی های خاطره انگیز سگا میکرو کمودور آندروید
دانلود بازی سوپر ماریو-قارچ خور اندرویددانلود بازی شکار مرغابی اندروید

دانلود آهنگ زنگ تلفن خاطره انگیز بچه های دیروز/بچه های پریروز
دانلود اهنگ زنگ تلفن قدیمدانلود اهنگ بلالیم ماهسوندانلود اهنگ زنگ اورجینال گوشی های نوکیادانلود اهنگ بی کلام جان مریم مخصوص موبایلدانلود اهنگ خاطره انگیز ای ایران ای مرز پر گهر

دانلود اهنگ بادا بادا مبارک بادامجموعه ای از9 رینگتون زیبا و خاطره انگیز موبایل



دانلود تیتراژ سریالهای قدیمی و خاطره انگیز دهه60/70
دانلود تیتراژ دنیای شیرین دریادانلود تیتراژ ابتدایی سریال خانه سبزدانلود تیتراژ پایانی  خانه سبزدانلود تیتراژ سریال سلطان و شباندانلود تیتراژ شمال60
دانلود تیتراژ قصه های جزیرهدانلود تیتراژ سریال هزار دستاندانلود تیتراژ اقای ساعتچیدانلود تیتراژ روزی روزگاریدانلود تیتراژ سیلاس
دانلود تیتراژ سیمرغدانلود تیتراژ هانیکودانلود تیتراژ پزشک دهکدهدانلود تیتراژ پایانی زیر اسمان شهردانلود تیتراژ پدرسالار
دانلود تیتراژ پس از باراندانلود تیتراژ بسوی جنوبدانلود تیتراژ اوشیندانلود تیتراژ اسپیکی کانگرو بوته زاردانلود تیتراژ قصه های مجید
دانلود  تیتراژ گلناردانلود تیتراژ سریال امام علیدانلود تیتراژ اوشین
دانلود تیتراژ خانم مارپل

ناوارو

همسرانپوارودر تعقیب جوزیر اسمان شهرقطار ابدی


دانلود مسابقات قدیمی

دانلود مسابقه هفته 1دانلود مسابقه هفته با شرکت عادل فردوسی پوردانلود مسابقه هفته

دانلود سرود های انقلابی
دانلود سرود ایران ایران ایران
دانلود اهنگ  ورزش صبحگاهی قدیمی

دانلود ترانه های قدیمی و خاطره انگیز
دانلود اهنگ حلقه طلایی معیندانلود اهنگ جونی جونم لیلا فروهر



جهت دانلود کلیپ های ویدیویی (تیتراژها-سرود-فیلم سینمایی-سریال-کارتون ....) روی تصویر زیر کلیک کنید


 
  • لطفا نظره خودتونو بنویسید
  •  اهنگ-فیلم یا مورد درخواستی خودتان را که در وبلاگ نبود و در قسمت نظرات بنویسید -تا به کمک دیگر دوستان آنرا پیدا کنید
  • لطفا از نوشتن شماره تلفن در قسمت نظرات خودداری کنید


مرتبط:

 , تیتراژ قدیمی برنامه کودک , تیتراژ قدیمی برنامه کودک شبکه 2 , تیتراژ قدیمی اخبار , تیتراژ قدیمی سیمای خانواده , تیتراژ قدیمی راه شب , تیتراژ قدیمی تصویر زندگی , تیتراژ قدیمی برنامه کودک+تصویری , تیتراژ قدیمی پلنگ صورتی , تیتراژ سریال قدیمی پل کوچولو , تیتراژ قدیمی برنامه کودک ,  , دانلود تیتراژ قدیمی برنامه کودک , دانلود , دانلود تیتراژ قدیمی , دانلود تیتراژ قدیمی برنامه تصویر زندگی , دانلود تیتراژ قدیمی برنامه  ,  , دانلود تیتراژ قدیمی اخبار , دانلود تیتراژ قدیمی برنامه کودک , دانلود تیتراژ کارتونهای قدیمی ,  , دانلود تیتراژ سریالهای دهه 60 , دانلود تیتراژ کارتونهای دهه 60 , دانلود تیتراژ برنامه کودک دهه 60 , دانلود تصویری تیتراژ برنامه کودک دهه 60 , دانلود آهنگ تیتراژ برنامه کودک دهه 60 , دانلود تیتراژ ابتدایی برنامه کودک دهه 60 ,  , سرود ملی ایران در دهه 60 , سرود های دهه 60 , سرود ملی ایران دهه 60 , دانلود سرود ملی دهه 60 , سرود ملی دهه 60 ,  , تیتراژ کارتون قدیمی , تیتراژ کارتون قدیمی بینوایان , تیتراژ کارتونهای قدیمی , تیتراژ کارتونهای قدیمی , دانلود تیتراژ کارتون قدیمی , دانلود تیتراژ کارتونهای قدیمی , تیتراژ تصویری کارتونهای قدیمی , آهنگ تیتراژ کارتونهای قدیمی , موسیقی تیتراژ کارتون های قدیمی ,

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تنبیه بدنی در مدارس قدیم ایران


لازم شد قبل از شروع این بحث و صفحه که  لایک فراوانی رو به خودش اختصاص داده(در همین صفحه)  نکته ای رو عرض کنم آن هم اینه که خوب یا بد اگه بخواهیم بدون تعصب به  دوره خودمون نگاه کنیم اشتباهات زیادی  رو داشتیم اشتباهات زیادی در مورد نسل ما اجرا میشد .

خاطراتی تلخ که دهه ها  در ذهن بچه های نسل ما مونده و شاید اون زمان یک حس تلخ  و تنفر از درس و مدرسه رو در بین بچه ها بوجود آورده باشه و فضای درس و مدرسه رو که میتونست زیبا و شیرین باشه رو به فضایی تلخ دلهره آور  و غیر قابل تحمل تبدیل کرده باشه به نحوی که زندگی امروز آنها هم تحت تاثیر عوامل روحی روانی و اثرات اون باشه.پس چرا اشتباهی که در مورد ما انجام شد در مورد  فرزندان ما هم اجرا بشه چرا فرزندان ما از محیط مدرسه  لذت نبرند؟





http://s5.picofile.com/file/8155363692/Falaka_Iran.jpgاگه بخوایم بریم قبل انقلاب و  دهه های گذشته ترش(بر اساس شنیده ها و عکسها) تنبیه بدنی با عنوان فلک مد بوده که دمار از روزگار بچه ها در میاوردن در این تنبیه سخت که حکومتی ها هم از اون برای تنبیه و عبرت بقیه مردم در جمع انجام میدادن-فرد مورد نظر باید کفشو جوراباشو در میاورد دراز میکشید پاهاشو به یه تخته-چوب می بستند دو نفر این طرفو اون طرف چوبو بلند میکردنو نفر سوم با ترکه-چوب یا وسیله مورد نظر به کف پاهای او میزد گاهی فرد بیچاره هم از شدت درد بیحال میشد  راه رفتنشو بعد اون عملا با مشکل جدی همراه میکرد یکی از دوستان در نظر دهی یکی از مطالب وبلاگ گفته بودن که بعد انقلاب هم از تنبیه بدنی-فلک استفاده میشد که حقیقتا من ندیدم .


http://s5.picofile.com/file/8155363450/312776_743.jpg

حالا میخوام در باره تنبیهات بدنی که در دوران ما انجام میشد شاید برخی از این تنبیهات رو شما هم دیده باشید و شاید هم نه-در کل بستگی به جایی که مدرسه هست و نوع منطقه از لحاظ محرومیت و غیر محرومیت و مطلع بودن والدین  داشت

در این که نظام اموزشی ایران پره مشکله که در اون خیلی از قانون ها گذاشته میشه اما  فورمالیته هستو اجرا نمیشه شکی نیست اینکه کاش معلمای ما از نظر روانشناسی هم اموزش میدیدند و موقع گزینش علاوه بر مسایلی که برای انتخابشون در نظر گرفته میشه  میزان صبر و اعصاب فرد هم سنجیده بشه که حوادث تلخی رو مثه حادثه اخیر قتل معلم دبیرستان بدست دانش آموز تکرار نشه   و بدونن که چطور با محصلی که برای درس خوندن به هیچ صذاطی مستقیم نیست باید چه نوع مجازاتی در نظر گرفته بشه آیا با اتکا به تنبیه بدنی میشه اونو به درسخوندن تنبیه کرد؟


و اونها هم امنیت داشته باشند چرا که اونا هم از همین مردم هستند و وارداتی نیستند در کنارش ضعف اموزشی و تربیتی و عدم اشنایی مردم به کمترین حقوق خودشون باعث مشکلات زیادی شده که در گذشته بد و بدتر هم بوده

اون زمان خاطرم هست که مدارس تنبیه با شیلنگ(با قطرهای مختلف)گاهی اونقدر طول شلنگ زیاد بود که با نه تنها با یک ضربه کف دست بلکه پشتش هم  کبود میشد بطوری که نوشتن رو غیر ممکن میکرد و کف دست چنان داغ میکرد که وقتی اونو به دیوار یا سنگی چیز یخی میزدیم اروم میشد و شروع به نبض زدن میکرد.

تببیه با کمربند هم یکی از  این دسته تنبیهات بود که انجام میشد یادم هست یه سال یکی از معلما که خدا

http://s5.picofile.com/file/8155363600/images.jpg

براش نسازه یکی از دوستامو تنبیه کرد حداقل به شیلنگ-یا کمربند بیست بار بهش زد و دانش اموز بیچاره که از شدت درد و ترس به گوشه ای از کلاس پناه برده بود و نشسته بود در حالی که دستشو روی سرو گوشش گذاشته بود در حالی که با ضربات متعدد معلم به سرو صورتش مواجه بود

معلمی که از نظر عصبی ضعف داشت باعث کبودی صورت دانش اموز(دوستم شد) همین معلم با زدن ضربه به گوش یکی از دوستام باعث خونریزی گوش او شد که بادخالت مدیر و گول زدن دانش اموز برای نگفتن به منزل تمامشد-اون زمان خیلی از والدین که درتربیت فرزندانشون ضعف داشتند شکایت خودشوو از فرزندشون به مدرسه میاوردن و بعضیاشون شاد میشدن که تنبیه شون بکنن سوالی که برام پیش امده اینه اون پدر و مادر دوستم با دیدن کبودی سر و صورت پسرشون چرا به

مدرسه نیامدند  چرا شاکی نشدند و این ضعف در شناخت حقوق اجتماعی و شهروندی اون زمانو میرسونه

http://s5.picofile.com/file/8155363550/iug.jpg

یکی دیگر از تبیهات که مشتق گرفته شده از تنبیهات بالا بود گرفتن دست دانش اموز و گذاشتن اون روی روی میز و زدن ضربه با شیلنگ و کمربند... روی دست و پشت دست بود که هر دو دست یا یکیشو شامل میشد خودم به شخصه کلاس چهارم این نوع تنبیه رو تجربه کردم اونم نه بخاطر اینکه درسی بلد نبودم.......بلکه به علت با صدای اهسته جوابشو دادم منو تبنیه کرد که باعث شد از هرچی درس و مدرسه... متنفر باشم در حالیکه همیشه شاگرد اول تا سوم کلاس بودم

از دیگر تنبهاتی که دیدم  کشیدن گوش بچه ها به شکل زجر اوری بود و کشیدن موی کنار خط ریش پسرا موقعی که موهاشونو کوتاه نمیکردن که گاهی منجر به کنده شدن موها میشد.

گرفتن سره بچه ها و کوبیدن اونها بهم از دیگر وحشی بازی معلمان دیروز بود(با پوزش از معلمان با ملاحظه)



ضربه یا کلید به سربچه ها ضربه با هر جسمی به سر بچه ها-(با عرض پوزش) جفتک انداختن به بچه ها که گاهی با سر میرفتن توی دیوار یا کوبیدن  سر بچه ها به تخته سیاه از دیگر تنبیهات اون روزا بودش

http://s5.picofile.com/file/8155363418/1144.JPG


خاطرم هست که یکی از بچه های درس نخون اون زمان(سوم چهارم دبستان)بود یه روز دیر اومد مدرسه همه ما سر صف بودیم و قران و شعار هفته خونده شده بود اون  روز معلم و مدیر نیامده بودند و معلم دوم دبستان من مراسم رو اجرا کرد به محض ورود دانش اموز اونو جدا کرد و به بقیهدانش اموزا گفت که توفش کنید که اکثر همکلاسیای خودش اینکارو کردن -اگرم نمیکردن مرتیکه الدنگ همه شونو تنبیه میکرد و اون دانش اموز گریه میکرد

http://s5.picofile.com/file/8155363300/25.JPG

معلم کلاس دوم و چهارم من عوضی ترین معلمانی بود ه داشتم که غیر فلک کل موارد بالا رو اجرا میکرد و ضعف روانی شدید داشتن مخصوصا کلاس دوم این مرتیکه نوعی خاص از تنبیه رو داشت که فقط ایشون اینکارو میکرد یه خودکارو کف دست میذاشت(بین دو تا انگشتان مطالبق عکس زیر:


و بعد دست رو فشار میداد بچه ها(کلاس دومی)از شدت درد التماس میکرد و به دور خودشون میپیچید ولی اون دست بردار نبود یا با ضربه باعث شکستن خودکار بین انگشتا میشد.

http://s5.picofile.com/file/8155363376/456.JPG


یا اگه کسی درس بلد نبود اون دانش اموزو تو زمستون میفرستاد بیرون که سردش بشه یا اینکه میرفت دستشو زیر برف میگذاشت حسابی یخ می بست و بعد میاورد کلاس با شیلنگ میزدش-خداوند لعنتش کنه برادر همین آقا دبیر کلاس سوم من بود که عزیزترین معلم ابتدایی من بود


نوعی خاص هم از تنبیهات کم دردتر بود که اینا بودن:

  1. رفتن پای تخته و ایستادن روی یه پا
  2. کلاغ پر -یا بشین پاشو
  3. جریمه های درسی و مشقی شدید
  4. شستند دستشویی ها-پاک کردن حیاط

نوعی خاص از تنبیه هم اخراج از مدرسه بود که بد بود ولی اخراج از کلاس یک بار بخاطر حرف زدن تجربه کردم باحال بود رفتم بیرون  یکساعت  کلاس نبودم همین که رفتم بیرون رفتم فوتبال اخر کلاسم برگشتم سرکلاس

والدین ما و دانش آموزان در کنار ضعف اموزشی معلمان هم به این مشکلات دامن زده مشکلاتی که سازمان اموزش و پرورش یا کتمان می کنه یا سانسور به نوعی باعث پاک شدن صورت مسئله میشه مشکلی که از دیر باز به ما ارث رسیده 

مدرسه جای تکمیل کم کاری تربیتی فرزندان نیست که اون زمان برخی والدین خودشون تشویق میکردن معلمارو به تنبیه بچه ها و این سوال جاش خالی بود که شما که بچه تو بوجود اوردی-بزرگ کردی پس تربیتش کو-و جناب آقای دبیری که کاسه داغ تر از اش میشی و گاهی شر این نوع برخورد دامن خودتو میگیره ایا نمیدونی شاید اون بچه مشکلی داشته باشه ایا از روزی نمیترسی که اون دانش اموزی که با کینه یا دلسوزی میزنیش مدعی شمابشن؟



نوشته های زیر مربوط  به خاطرات  دوستانی است که از طریق  تلگرام لطف کردند و  خاطرات خودشون رو برامون فرستادند که بنام خودشون اینجا درج شده و هم در کانال تلگرامی ما به نوبت منتشر شده است-ممنونم از تمام دوستانی که لطف کردند و وقت گذاشتند. تمام تصاویر رو خودم به متن ها  اضافه کردم
خاطرات خودتونو به تلگرام زیر بفرستید:
www.telegram.me/bdirooz



خانم بیتا آذر در مورد تنبیه بدنی مدارس قدیم اینطور گفتند:کتاب فارسی چهارم دبستان دهه60/70
سلام خسته نباشین من سال اول و دوم و سوم ابتدایی معلم های بسیار خوب و مهربونی داشتم هیچ وقت فراموششون نمیکنم اصلا بچه هارو تنبیه بدنی نمیکردن ولی سال چهارم ابتدایی خانم کتابی مدرسه شهید عراقی منطقه پانزده واقعا معلم خشنی بودن ایشون برای تنبیه بچه ها از خط کش استفاده میکردن و خودکار لای انگشتای بچه ها میزاشتن


اما یه تنبیهیو که هیچوقت فراموش نمیکنم و هرگز به خاطر اون تنبیه نمی بخشمشون شعر قشنگ و زیبای باز باران با ترانه رو باید حفظ میکردیم منم حفظ بودم اما وقتی رفتم وسط کلاس هول شدم و چند بیتش رو فراموش کردم ایشونم نامردی نکردنو یه کتک حسابی به من زدنو موهامو کشیدنو مقنعمو از سرم در آوردن و پرتاب کردن وسط کلاس. و کلی منو تحقیر و مسخره کردن منم کل شعرو فراموش کردم و با هق هق گریه نشستم هنوزم ایشون رو نبخشیدم و از اون شعر زیبا و قشنگ خاطره بسیار تلخی تو ذهنم مونده:


خانم نهال در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
کلاس دوم ابتدایی یه خانم معلم تپل بد اخلاق داشتیم هیچ وقت ریختش یادم نمیره.یادمه زمستون بود و مثل زمستونای الان که رنگ بوی برف و بارون نداره نبود.به شدت برف و بارون میومد و خیلی سرد بود.خونه هام که با کرسی و چراغ نفتی گرم میشد.
من تو زمستون پوست دستام عجیب خشک میشد ترک ترک اونقدر که یه وقتا از ترکا خون میوند مثل الانم نه لوسیون و نه مرطوب کننده و نه پدر مادرای امروزی بود که دکتر دوا کنن ادم و تهه تهش صبحا خودم کیسه صابون میکردم دستمو و بعدش روغن نباتی میزدم پوستم و چرب میکردم و میرفتم مدرسه.که فکر کنم اینکار بدترشم میکرد ولی خب بچه بودم و عقل بیشتر از این قد نمیداد.خلاصه سرتون و درد نیارم.یه روز صبح تا اومدم برسم مدرسه دیرم شد بارون اومده بود جاده پر از اب و گل شده بود تو چکمه هام که سوراخ بود اب سرد جم شده بود پاهام بی حس شده بودن و به سختی راه میرفتم.
وقتی رسیدم مدرسه اب چکمه هامو خالی کردم از درد و کرخی پاهام ناله میکردم.دیر شده بود همه رفته بودن سر کلاس یواشکی که ناظم مدرسه نبینه رفتم در کلاس باز کردم.معلم نا مهربونمون گوشه کلاس نگهم داشت واسه تنبیه.بعدش خواست مشق هارو ببینه که من نیمه کاره نوشته بودم.شب قبلش زیر کرسی خوابم برده بود. وقتی فهمید مشقام نیمه کارس با خط کش چوبی محکمی که داشت محکم رو دستای زخمی من زد جوری که خون افتاد دستام.خیلی گریه کردم البته بیشتر بخاطر تحقییر جلو بقیه بچه ها تا درد دستام.هیچ وقت اون خاطره بد و از تبیه های اون خانم معلم بی رحم یادم نمیره.


خدارو شکر که الان دیگه مثل قدیما نیست.شاید یه چیزایش خوب بود ولی خیلی چیزاشم واقعا بد بود.مثل همین تنبیه ها.
ولی من حلالش میکنم.از حق خودم میگذرم.

خانم مریم در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
سلام من یه دختر دهه هفتادیم.و دوتا تنبیهو که هیچ وقت یادم نمیره یکیشو پنجم ابتدایی بودم که درس جغرافیو نه تنها من بلکه کل بچه ها نخونده بودنو معلممون خانم راهیان بردمون کنار تخته و تو صورت هر کدوممون زد که انقد محکم بود که مغنعمون اومد جلو چشممون.
اگرچه خیلی مهربون بودن ولی این کتکشونو یادم نمیره.دومین معلمم خانم عبداللهی بودن سال دوم ابتدایی که فوق العاده معلم بدی بودن.من کلاس سوم ابتدایی بودم که بازم چون درس نخونده بودم معلمم منو داشت برا تنبیه و ترس میفرستاد کلاس دوم که وقتی خانم عبدالهی را صدا زدن اومد بیرون همچین تو سروصورتم زد که بابد مغنعم جلو چشمم رو گرفت و وقتیم دوم بودم ایشون با خط کش کف پای بچه ها میزدن و هیچ وقت ازشون نمیگذرم که منو از درس زده کردم و با بدبختی درسمو تموم کردم.
ولی یه خانم انیسی و خانم حسینی ناظم و مدیر مدرسه رحمایی در شهرری شهرک علاعین خیابان کیانوشی خیابان مصطفی خمینی بودن که بهترین دبیران و خانم ها بودن واقعا دست بوسسونم و امیدوارم بتونم بازم ببینمشون

 آقای ایمان خواجوی از کرمان در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
باسلام.درموردتنبیه مدارس قدیم.خاطره ا ی دارم .بنده سال دوم راهنمایی بودم یک معلم دینی داشتم واقعا خشن وبدنجس داشتیم.به نام آقای گله داری.روزچهارشنبه بودزنگ دوم درس دینی وقرآن داشتیم.ایشون ازبچه های امتحان شفاهی قرآن گرفت نوبت بنده شد.من هم ازشدت ترس کتک تمام سوره ای که خواندم فراموش کردم..ایشون بایک تسمه پراونه کولر کف دستهای من زد.جوری محکم تسمه پراونه راپشت دستهای من زد..دوتاازانگشتام شکست.وتایک هفته ازدرس مشق. راحت بودم.من هیچ وقت این معلم خشن رانمیبخشم

آقای امیر بهبود در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
باسلام وخسته نباشید من امیربهبود هستم می خوام یه خاطر بگم که مازنگ دوم امتحان ریاضی داشیم زنگ اول هم ورزش داشتیم رفتیم جلوی اتاقی که ورقه های امتحان را آنجا چاپ می کردن استنسیل امتحان راپیدا کردیم و آوردیم کلاس تاسئوالات امتحان را بفهیم لذا ناظم فهمید هرسه نفر که درکلاس بودیم ودستمان هم سیاه شده بود و استنسیل هم دید حسابی تنبیه واز نمره انضباطمان ۵نمره کم کرد

آقای وحید از سنقر و کلیایی در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
باسلام خدمت شما ممنون از وبلاگ خوبتون که خاطرات گذشته را به یادمان می اندازه مخصوصا دوران دبستان ،خواستم یه خاطره براتون تعریف کنم از دوران دبستان یادمه کلاس سوم بودم معلممون خیلی رو کتاب فارسی حساس بود مخصوصا وقتی درس میداد یه روز زنگ دوم فارسی داشتیم یهو به سرم زد خسته شدم چقدر کتاب دربیارم درس بنویسم کتابم رو از زیر میز درنیاوردم وخانم معلم اومد سر کلاس شروع کرد به درس دادن ودید من کتاب ندارم ودرس نمینویسم گفت کتابت کو وگفتم اززیر میز درنیاوردم گفت بلند شو بیا پایین کلاس سرتو بلند کن منم رفتم پایین کلاس سرم رو بلند کردم یه سیلی محکم زد تو گوشم گفت بار اخرت باشه کتابت رو درنیاوردی هیچی دیگه صورتم کبود شد ورفتم نشستم وکتابم رو دراوردم ،، ولی حیف از عمر انسان چه زود میگذره وقدرش رو نمیدونیم تا وقتی که درس میخونیم بعد اون وارد مشکلات زندگی میشیم ،،بازهم ممنون از وبلاگتون

آقای  میلاد اسماعیلی در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
با سلام. میلاد هستم یه وکیل میخوام یه خاطره از معلم کلاس اولم آقای بهبهانی بگم که به رحمت خدا رفته.
من کلاس اول از مدرسه بیشتر وقتها فراری بودم و چون خونه خواهرم نزدیک مدرسه بود میرفتم اونجا. یه روز داخل محله مون عروسی بود ما شیفت ظهر بودیم (قدیما داخل شهرمون بیشتر معلمها مال همون محله بودن) من رفتم داخل عروسی نهار خوردم و رفتم دم نانوایی محلمون نشستم از قضا آقای بهبهانی هم اومد نهار خورد وقتی میخواست بره مدرسه من دیدمش و رفتم قائم شدم یکی از بچه های محلمون بهش گفت میلاد رفت قائم شد اونم گفت فردا که میاد مدرسه خلاصه ما فردا رفتیم مدرسه معلم بهمون گفت کجا بودی دیروز. منم با پرویی گفتم عروسی بهم گفت دستت بگیر. دیگه بقیشو خودتون میدونید.
 اما به صراحت میگم همون چوبها منو درس خون کرد




خانم ماندانا در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
سلام .خاطره ی بد از دوران تحصیل : کلاس چهارم دبستان دانش منطقه 3 ،اسم معلممون خانم معمار بود ،یه دختر 28-29،ساله چاق وصورتش هم پر از جوشها ی قرمز بود !این خانم نمیدونم از روز اول چه مشکلی با مامان من داشت که مدام تلافیشو سر من درمیاورد. مثلا من که قدم بلند نبود و شاگرد دوم کلاس هم بودم و همیشه ردیفهای آخر مینشوند که معمولا جای قدبلندها یا کسایی بود که درسشون زیاد خوب نبود یا کلن ازهرفرصتی برای تحقیر من استفاده میکرد که البته این مسئله رو بعدها فهمیدم اون زمان فکرمیکردم حتما من بچه ی بدی هستم وچون خیلی بچه ی تو داری بودم کمترپیش میومد برای مامانم این مسائلو تعریف کنم .ولی یادم نمیره یه روز زمستونی بود ومن برای اولین بار تکلیفای ریاضی مو حل نکرده بودم .از همون ردیف آخر دفترمو چنان به سمت تخته سیاه پرت کرد که دفترم 3تکه شد و بعدم خودمو برد پای تخته و میخواست به کف دستام خطکش بزنه که البته نزد .ولی تا اون زمان هیچکس همچنین رفتاری بامن نکرده بود.خیلی توی روحیه تاثیر بد گذاشت اون تحقیر وخجالتی که جلوی بچه ها بهم داد هیچوقت یادم نمیره خیلی گریه کردم وبعدش هم اصلا نمیخواستم برم مدرسه . هیچوقت ازش نمیگذرم انسان باشرفی نبود .ولی درعوض معلم کلاس پنجمم دبستان تزکیه به اسم خانم منیژه قربانی یه فرشته ی تمام عیار بود .بهترین انسانیکه در تمام عمرم دیدم .هیچوقت چهره ی مهربونش از خاطرم نمیره یکی از آرزوهام اینه که دوباره ببینمش و به دستاش بوسه بزنم . ماندانا /تهران

خانم فروزان در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
سلام چهل ودوسالمه وعاشق گذشته هستم بد یا خوب شیرین بود میتونم از تمام لحظاتم خاطره تعریف کنم میتونم از تک تک خاطراتم بنویسم ولی راجع به تنبیه در مدرسه مینویسم تا چهارم دبستان نیشابور بودم هرگز تنبیه نشدم چون پدرم اونجا اشنا بود ویه جورایی کسی جرات زدن منو نداشت ولی فلک کردن وخودکار لای انگشتان بچه ها رسم بود اون موقع اهمیتی نداشت ولی الان فکرشم بشدت ناراحتم میکنه چون درس بلد نبودن ارزش فلک رو نداشت
وقتی کلاس پنجم شدم اومدیم تهران درست زمان بمب بارون تهران با اینکه هرشب تنمون از صدای اژیر وضد هوایی ها میلرزید واسه خودش خاطره ای بود مردم از جمله ما هرشب از هفت میرفتیم تو پارک شاه عبدالعظیم اخه بچه سیزده ابانم وتا صبح میموندیم وقتی آژیر میزدن مردم دور هم جمع میشدن همه چی خاموش میشد وتاریکی مطلق وصدای ضد هوایی بود چند انفجار و تموم روزهای پر استرس ورفتن هم محله ای ها به جبهه وشهید شدن تعدادی از اونا وقتی فیلمی از دوران جنگ میزارن من فقط گریه میکنم چون تمام اون روزا جلوی چشمامه ممنونم از تون

http://s8.picofile.com/file/8269440284/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86_%D8%B3%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%85.JPGآقای ابراهیم از روانسر کرمانشاه  در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
با سلام ابراهیم هستم از روانسر،،،
کلاس چهارم بودم که یکی از دوستام که همیشه کتک می خورد بهم گفت یک روش بلدم هروقت معلم امد و سر ت رو به سر یکی دیگه کوبید همیشه قسمت جلو پیشانیت اونجایی که برجسته است رو جلو بگیر هیچ دردی نداره ولی طرف دیگه نابود میشه ،یادمه چند وقت بعد از آن معلم ما امد و جفت جفت سر ما را به هم میکوبیدن ،نوبت من و یک دانش اموز دیگه که رسید من از این طرفند استفاده کردم، باورم نمی شد اصلا درد نداشت اما طرف دیگ زار میزد و بد جور گریه می کرد، واقعا خوشحا ل شدم، هیچ وقت یادم نمیره فرمول دوستم را خدارحمتش کنه چند سالیه که فوت شده.


خانم فروردین در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:http://s9.picofile.com/file/8269440326/%D9%81%D9%84%DA%A9_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3.JPG
برای یه دختر سخته که جلوی دوستاش پاهاشو برهنه کنن ببندن به فلک و جلو همه کف پاهاشو بیارن بالا
بار اول قبل از اینکه ترکه انار رو کف پاهام نوش جان کنه یه نسیمی اروم خورد به کف پام اونجا فبل از اولین ترکه فهمیدم که چقدر کف پا نرم و حساسه و وقتی ترکه اول خورد کف پام فهمیدم فلک یعنی چی
من با این نوع تنبیه مخالفم چون باعث تحقیر بچه جلوی بچه های دیگه میشه ولی اگر معلم رابطه صمیمی و دلسوزانه با دانش اموز داشته باشه وبعد از اتمام کلاس به شکل خصوصی تنبیه کنه و بقیه بچه ها هم نفهمند بد نیست به نظر من اون یکبار که برای من اینطوری انجام شد سازنده بود

خانم سوسن  در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s9.picofile.com/file/8269513092/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C12.jpg
اول و دوم و سوم واقعاا معلمامون خوب و عالی بودن هنوز که هنوزه دوسشون دارم ولی ولی وااای معلم کلاس چهارم و پنجم که هردو از شانس بد من یکی بودن ،یادمه کلاس چهارم اولای سال یه معلمی داشتیم که خیلی خیلی خوب بودن به نام خانم بنی عباسی هنوز خاطرات اون یه ماه یادمه درسته که خان زاده بودن ولی ادم مهربونی بودن ولی سال بعد متاسفانه فوت شدن وااای پچه ها همگی ناراحت شدن کل دبستانو، ولی به جاش یه معلمی اومدن درست که مثل قبلی خان زاده بود ولی زمین تا اسمون فرق داشت اون معلم مهربون و خوش اخلاق کجا این معلم کجا ، از روز اول بجه ها را گلچین کرد برا دوست داشتن از شانس بد من افتادم تو گروه چپیا :اینقدر ما را میزد با خطکش و خودکار فرو میکرد تو صورتمون اکثر بچه ها ازش بدشون میومد بالاخره با هر بدبختی بود کلاس چهارمو گذراندیم یادمه یه دوستی داشتم که تو هواپیما مسافربری شهید شد اینقدر اون بنده خدا را اذیت میکردhttp://s9.picofile.com/file/8269514168/2%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg سال بعدش با بجه ها میگفتیم حتما خانم تدین وجدانش از اون همه اذیت کردنش ناراحته باز الله اعلم، خب رسیدیم پنجم روز اول مهرماه بود همون خوشحال از رفتن کلاس جهارم .که دیدیم در باز شد وااای باز خانم تدین من که بخدا نزدیک بود از حال برم بعدم با خوشحالی میگفت امسال هم من معلمتون شدم من تو دلم نفرینش میکرد خدا منو بببخشه.:بچه هایی که گلچین شده بودن ذوق و شوق میکردن بر عکس من ،یادمه سر کلاس علوم زنگ ازمایش بود میخاستیم بریم برا ازمایش کردن یه اتاق دیگه بود ته راهرو نزدیک ابخوری ، تا گفت برید بجه ها من بدو زودتر از بچه هارسیدم دم در اون اتاقی ،باورت نمیشه به تو گوشی به ام زد که نگو جلو بچه ها چرا زودتر رسیدی.:بعدشم به اون کتکه اکتفا نکرد من و راه نداد سر کلاس عملی که بیشتر بچه ها دوس داشتن اون ساعتو ، هنوز که هنوز اون صحنه جلو چشمام ،راسی یه بار دیکه هم با خطکش من و دوستم کتک زد خانم معلم بد:اینم از خاطره تنبیه شدن من ، راسی همه معلم دوران دبستانم بومی بودن الان که ایشون رو میبینم ولی ازش کینه بدل ندارم در کل تعریف از خودم نباشه ادم بی کینه ام:

آقای امانی از زرین شهر (آموزگار)  در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s8.picofile.com/file/8269953892/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1.jpgسال 1354من کلاس سوم ابتدایی بودم یک روزتازه اززنگ تفریح به کلاس برگشته بودیم یکی ازبچه هاکاریکاتوری باگچ روی تابلوکشیده بودبلافاصله معلم واردکلاس شدوقتی تابلورادیدخیلی خونسردگفت:بچه هاکی گچ داره؟کسی چیزی نگفت من که قصدمعلم رامتوجه نشده بودم قطعه گچی که توی کیفم داشتم گفتم من دارم گفت بیابیرون من هم زودآمدم بیرون وگچ رادادم به اوبلافاصله چوب رابرداشت ودوتا چوب محکم زدبه کف دست های من وگفت کارتوبوده چراروی تخته نقاشی کشیدی؟
خلاصه آمدیم خوبی کنیم یه کتک مفتی ازمعلم خوردیم درصورتی که کس دیگری اون نقاشی لعنتی راروی تابلوکشیده بود.

آقای محمود امیر آبادی فراهانی31ساله در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s9.picofile.com/file/8269958700/%DA%A9%D8%AA%DA%A9_%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85.jpgسلام و خسته نباشید ما یک معلم داشتیم بنام آقای عزیزآبادی تو کلاس سوم ابتدایی مدرسه ولایت روستای امیرآباد درسال 1373 به ما درس میداد او مرد چاق و با هیکلی تقریبا 185بود ایشان یک روزی برای ما املا گفت من تو املا نمره ام 8 شد بعد ایشون یک چوب گردو تو کلاس داشت و با آن منو آنقدر از دستانم زد که دستانم سیاه و کبود شد و باد کرد به بالا آمد و خیلی بد اخلاق بود و من همیشه ازش می ترسیدم و این برای بار اول نبود که میزد تو درسهای دیگر هم همیشه کتک میزد و الان هم که اینو می نویسم ناراحت می شم آخه بچه کلاس سوم دستاش چقدر هست که با چوب بزنی. نمیدونم ایشان اون زمان کار خوبی انجام میدادن یا نه ولی من خیلی دوست دارم ایشون را ببینم و نارضایتی خودم را بهش بگم اگر هم کسی تو تلگرام این متن را خواند و او را شناخت بهش پیغام دهد که کسی هست از ایشان ناراضی هست
آقای محمد طاهری از تبریز متولد سال 59 در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:http://s9.picofile.com/file/8269960118/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C21.jpg
با سلام و تشکرات فراوان از برنامه خوبتان
من متولد 59 هستم در زمان تحصیل ما در دوران ابتدایی و راهنمایی
یک معلم توی کلاس سوم بود به اسم آقای زمانی
ایشان یه شلاق داشتن از سیم برق بافته بود
وقتی درس رو بلد نبودیم یا شلوغ بازی میکرد یم
میگفت دستاتو بیار جلو
نامرد انگار قاتل رو داره قصاص میکنه
یه معلمم داشتیم تو اول دوم راهنمایی
معلم عربی بود ایشون هم موهای خط ریش هست جلوی گوش از اونا میگرفت میپیچوند بلند میکرد یعنی ناخداگاه از چشمات اشک فواره میکرد


خانم هدیه السادات میر مرتضوی از مشهد در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s9.picofile.com/file/8270150826/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C.jpgکلاس اول بودم و عزیز دردونه معلممون خانم مهاجر که زن مسنی بود و برخلاف معلمهای اون زمان با شاگردهاش خوب بود. مخصوصا با من که شاگرد زرنگی بودم بسیار مهربونی می کرد. آخر سال موقع امتحان نقاشی ثلث سوم، یک خونه پای تخته کشید و دوتا گل و دوتا درخت اطراف خونه. ازمون خواست از روی نقاشیش بکشیم. من هم کشیدم. اما چه کشیدنی. یک خونه باریک کج و معوج با دوتا گل که از خونه بلندتر بودند و درختایی که از گلها کوتاهتر بودند. خانم مهاجر با دیدن نقاشیم اخمی کرد و خط کش شیشه ای زرد روی میزش رو برداشت. همینطور که باهاش پشت دستم می زد و گفت اینم نقاشیه تو کشیدی؟http://s8.picofile.com/file/8270151226/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87.jpg زدن همانا و رفتن من توی نیمکت و گریه کردن همان. خانممون که اصلا طاقت گریه م رو نداشت صدام زد و با لحن مهربونی گفت آخه چرا کاری می کنین من عصبانی شم؟ بعد ورقه م رو برگردوند و پشتش که سفید بود با همون خط کش شروع کرد نقاشی پای تخته رو کشیدن. همه رو کامل کرد و از من خواست فقط پنجره ها و دودکش رو تکمیل کنم و نقاشی رو رنگ کنم. بعد هم بهم یک بیست کله گنده داد تا کار بدش رو جبران کنه. سالها از اون زمان می گذره ولی بین همه خوبیهای 12 سال دوران مدرسه این خاطره هنوز مثل زخمی روی دلم مونده. لحظه ای که جلوی بقیه بچه ها تحقیر شدم، خجالت کشیدم و چقدر دلم شکست از معلمی که فکر می کردم همیشه دوستم داره و پشتیبانمه. کاش روزی برسه که همه معلم های سرزمینم بدونند چه رسالت مهمی بر دوش دارند و چطور می تونند آینده یک جامعه رو با یک لبخند یا اخم کوچیک، تغییر بدن. اونوقت دیگه هیچوقت هیچ آدم بزرگی هیچ خاطره تلخی به نام تنبیه بدنی در مدرسه رو نخواهد داشت. به امید اون روز.

آقای علیرضا از شهر ضا اصفهان در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
سلام خاطره من از کلاس اول ابتدایی
اون روزها معلم ها مث الان نبودن که ناز بچه ها رو بکشن
http://s8.picofile.com/file/8270151900/%D9%BE%D8%B3_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C.jpgروز ای اول مدرسه که باید بچه ها شوق و ذوق مدرسه رو داشته باشن برا من خاطره بدی به همراه داشت...هنوز داغی اون پشت گردنی و بوی بد سیگار دست اون معلم به خاطر خجالتی بودن من تو ذهن و خاطره و گردن و مشام من مونده شاید اگه اون پس گردنی رو نخورده بودم الان دانشجوی مقطع دکترا تو یه دانشگاه معتبر یا شایدم یه معلم نمونه...البته این آخرین بار نبود و من دوران ابتدایی رو در سال پنجم اینبار با شکنجه به اتمام رسوندم...زنگ آخر پنجشنبه کلاس نقاشی پنجم الف و پنجم ب دبستان مصیبی اون روز زنگ آخر پنجم الف معلم نداشت به همین دلیل کلاس نقاشی با معلم ما در کلاس ما برگذار شد...
همه نقاشی کشیدند من هم همینطور یک عروس و یک داماد کشیدم یکی از بچه ها که با من دشمنی داشت سراسیمه دفتر نقاشی مرا به معلم رساند و به او گفت که فلانی کشیده این شمایین و این هم خانمتان..http://s8.picofile.com/file/8270152318/%DA%A9%D8%AA%DA%A9.jpg.لحظه به جوش آمدن خون معلم فرارسید و اینک نوبت من بود که ده ها پس گردنی پشت گردنی تو سری لگد...ابدولیوچوگی...پرتاپ به سمت دیوار و بلند شدن به وسیله گوشها از زمین تا بالای سکویی که زیر تخته سیاه قرار داشت...
فقط چیزی تا پایان ضربه فنی نرسیده بود تا معلم از حالت نقطه جوش بیرون آمد...تن کبود من که بر روی زمین افتادم و حدود چهل نفر تماشاچی و صدای زنگ آخر که به صدا درامده بود...
به خانه رفتم مادر مرا دید و بعد از متوجه شدن قرار شد شنبه با من به مدرسه بیاید...

فردای آن روز به خانه پدربزرگم رفتیم دایی مرا دید و پرس و جو کرد
معلم از دوستانش بود...
شنبه به همرا مادر به مدرسه آمد...معلم شانس آورد که دوست دایی بود وگرنه...

خانم الهه از اصفهان در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s9.picofile.com/file/8271004934/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87.jpgسلام خسته نباشید من الهه هستم از یکی از روستاهای اصفهان.تنبیه زمان ما یکی کنار دیوار ایستادن بود وخط کش خوردن.مخصوصا سال اول دبستان معلمون خانم داوری بود.هر جاهست خوش باشه من حلالش کردم.ولی ایشون خیلی جیغ میزدن وخیلی هم مارو کتک میزدن.از بد ترین کتکاشون وتنبیه هاشون این بود که بچه ها رو داخل یه انباری تاریک وپراز وسیله وکثیف میکردن وهمه میرفتن http://s8.picofile.com/file/8271005468/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9.jpgخونه.مدتی بعد از رفتن اون معلما.اقای یزدانی پدر مدرسه.مارو فراری میداد.خدا هر جاهست کمکش کنه.وقتای که نمیگذاشتن ما نجات بده به یه بهونه ای پشت در مینشست وباهامون حرف میزد که نترسیم.
یه خاطره بد دیگه هم دارم کلاس پنجم بودیم معلممون دوتا سوال ده نمره ای میپرسید هرکی دوتا رو بلد نبود میموند کنار دیوار خلاصله از همه که میپرسید اونا که بلد نبودن رو اسمشون رو نوشت پشتشون ونوشت اینا تنبلای کلاسن و بردنشون تو روستا گردوندن .دیگه با واسطه شدن مغازه داره محل اوردنشون تو مدرسه من که نگاهشون کردم خاطره بدی دارم وای به حال خودشون

خانم زهراعلیی 38 ساله  در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s9.picofile.com/file/8271006168/%D8%AE%D8%B7%DA%A9%D8%B4_%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C.jpgباسلام /ازخاطرات دوران مدرسه ام که دهه 60بود باید بگویم که تنبیه بدنی تنها راه ادب کردن بچه های آن زمان بودوماهم از آن مستثنی نبودیم بطوریکه یک روز سردرس ریاضی کلاس سوم ابتدایی که معلممان خانم جعفریان بود (مدرسه مامدرسه هجرت درتهران منطقه4 محله اوقاف ده نارمک که البته الان اتوبان شده )که وقتی مارابرای حل مساله( درس ساعت )به پای تخته برده بود یکی ازدوستان به نام شیرین  که همیشه کتک خورش ملس بود هم آمد این بنده خدا مساله را حل کرد اما قبل ازاینکه خانم درستی یاغلطی رو معلوم کنه به محض اینکه خانم ازجلویش ردشدمثل همیشه دستاشوبه علامت خطکش خوردن به جلوی خانم دراز کرد خانم جعفریان هم تعجب کرده بودو هم خنده اش گرفته بودو خنده خانم وهمه بچه ها اونروز باعث شدکه خانم از کتک زدن او وبقیه صرف نظر کنند .یاد اون روزابخیر اونروزا من چهار تابرادر داشتم که دوتاشون عیسی وموسی(که عیسی ازمن بزرگتر وموسی از من کوچکتر بو د) من باموسی مدرسه میرفتیم ومیامدیم اما درسال 69موسی به خاطر یه عمل بسیارساده به هوش نیامدوبرای همیشه مارادر روز اول مهردرسن ده سالگی درحالیکه خریدمدرسه هم کرده بودوآماده مدرسه رفتن بود تنها گذاشت وبه قول بچه هاپیش خدارفت وسالهاماباداغش سوختیم.اما ازعیسی برادر بزرگترم بگویم که اوآن زمان کمک کننده تودرسهای ما بود اما وقتی پدرم 23 تیرماه 94به رحمت خدارفتند درست 70رو زبعدازفوت پدرم عیسی هم بعداز8روزتحمل سخت سوختگی شدیدی که تومحل کارشون اتفاق افتاده بود درست در روز سال موسی روزاول مهر عیسی هم ماودختر 9ساله اش آذینو تنها گذاشت وبه جمع پدروموسی پیوست.وبرای ماسالهاست روز اول مهر (بی مهر)ازسختترین روزای عمرمونه .ودوساله که خانواده ا ش هم باماحس مشترکی دارند.ببخشیداگه طولانی شد یاد روزها و عزیزان درگذشته بخیر وشادی روح همه درگذشتگان صلوات عنایت بفرمایید.

خانم خاطره خورسند از رباط کریم  در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:http://s8.picofile.com/file/8271099684/%D8%A8%D8%B1%D9%81%DB%8C.jpg
سلام من هم یه دهه ی شستی هستم زمان مدرسه رفتنمون تنبیه بچه ها خیلی جدی و پر استرس بود یادمه زمستونا که برف زیاد میومد بچه های متخلف رو میبردن توی حیاط دستاشونو میذاشتن توی برف تا یخ بزنه بعد با خط کش چوبی میزدن کف دستاشون خدا نصیب نکنه خیلی درد داشت،

آقای امیر 32 ساله از تهران در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s8.picofile.com/file/8271099184/%D9%81%D9%84%DA%A9_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86.jpg،سال سوم دبستان بودم یادمه اون سال ناظمی اومده بود تو مدرسه مون که واقعا خیلی جذبه و ترسناک بود چون سالهای قبل معلم بود و بعضی از دانش آموزان شاگرد این ناظم بودن و کتکایی که از دست این ناظم خورده بودند تعریف میکردند سال سوم یروز معلم کلاسمون برای کل کلاس تعریف میکرد که یروز رفتم دفتر با اقای ناظم کار داشتم دیدم درب دفتر قفل شده و صدای گریه و زاری از توی دفتر میاد رفتم از پنجره ببینم چه خبر شده دیدم آقای ناظم سه تا از بچه های کلاس پنجم را داره فلک میکنه طوری که هر سه کفش و جورابشونو درآورده بودند و آقای ناظم به کمک بابای مدرسه یکیشونو رو صندلی نشونده و پاهاشو گرفته و آقای ناظم با خط کش چوبی که در مواقعی تو دستانش بود و من گهگاهی میدیدم میزده کف پای دانش آموز و اون دوتا دانش آموز ایستاده نظاره گر بودند و گریه کنان به گفته خانم معلممون خانم رمضانی میگفت نوک انگشتان پای پسرک دانش آموز بدجور قرمز شده بود.
خودکار لای انگشتان دست یکی از رایج ترین تنبیهات دهه 60 بود من یادمه دبستان سال دوم بودم که یبار یکی از دانش آموزان تکالیفشو انجام نداده بود خانم معلممون آوردش سر میز خودش و با خودکار بیک گذاشت لای انگشتان این پسر چه گریه هایی میکرد ولی خانم معلممون توجه ای نداشت و بیشتر فشار میداد انگشتان پسرک را البته درس این دانش آموز ضعیف بود تکالیفشم انجام نمیداد ممنون از بردن نام هردو خودداری کردم امیدوارم از این خاطره خوشتون اومده باشه.

آقای مهدی 33 ساله از کرمانشاه در مورد  تنبیه بدنی مدارس  قدیم اینطور گفتند:
http://s8.picofile.com/file/8271493726/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85.JPGسلام. . دوران ما چوب معلم گل بود. تازه بهت می زدن و منتم سرت می گذاشتن که دیگه خل و چل نیستی. الان کتک زدن بد شده که واقعانم بعضیاش خیلی دردناک بود. به خصوص روز اول مهر سال 72 که رفته بوذم کلاس سوم . اون زمان رسم معلما بود که اولین نفس کش یا پر روی سابقه دارو روز اول زیر باد کتک می گرفتن که بقیه حساب دستشون بیاد. من و سجاد و رئوف که نسبت فامیلی داشتیم و خدایی خیلیم شیطان بودیم و اسم در کرده بودیم سابقه دار بودیم به خصوص من که کوچیکتر بودم و پر رو تر. ولی خدایی اون روز اول مهر هیچ کاری نکرده بودم برای این خیلی دردناک بود. می دونید بهانه معلممون چی بود؟ یه نفس عمیق کشیدم بخدا فقط همین. با داد و فریاد پرسید کی بود. من که خشکم زده بود فقط فهمیدم به مدت چند دقیقه به صورت خیلی بدی کتک خوردم. اما معلم سال چهارمم آقای رجایی. خیلی مرد بود. چند سال پیش بعد سالها اول خیابان خیام دیدمش. حالش خوش نبود. بهم گفت پسرم فقط بهم بگو ادم بدی نبودم. خدا رو شاهد میگیرم آقای رجایی شما آدم خوبی بودی. همیشه دوستتون دارم اقای (معلم کلاس سوم-اسمشون رو حذف کردم) آدم بدی نبود دوران ما بود دیگه.
مهدی:کلاس سوم . ردیف آخر اون کچله که روشو برگردانده منم: ممنون از شما براتون آرزوی موفقیت دارم(با کلیک روی عکس تصویر بزرگتر میشود)




http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

ایرانیان از چه سالی از نام خانوادگی استفاده کردند؟

نام خانوادگی  که از پدر یا اجداد به فرزندان به ارث می رسد در ایران از سالهای انقلاب مشروطه بوجود امد-بعد از پایان جنگ اول جهانی بعد از شروع بکار اداره سجل احوال تهران  و بعد ها در  دوره رضا شاه طرحی در مجلس شورای ملی به تصویب رسید که در ان استفاده از القاب منسوخ و بجای ان استفاده از نام خانوادگی اجباری شد-این امر در سال1313  بصورت قانون مدنی در آمد و اجباری شد و پیش از تصویب این قانون در سال1304 قانونی به تصویب رسید که دران استفاده از هر لقبی از جمله"خان-دوله-سلطنه-میرزا"ممنوع شد و تنها القاب مجاز آقا و بانو بود

القابی و نام خانوادگی هایی که دارای بیشترین فراوانی هستند شامل:1حسینی، احمدی، رضایی، مرادی، حیدری، کریمی، موسوی، جعفری و قاسمی و ....می باشند

طبق قوانین ایران -هر فردی در تمام طول عمر خود تنها یک بار می تواند نام خانوادگی خود را تحت شرایطی خاص تغییر دهد و دختران بعد از به عقد در امدن چنین شرایطی را خواهند داشت

طولانی ترین نام خانوادگی ثبت شده در ایران به گفته ثبت احوال نام خانوادگی 35 کاراکتری زیر است

آقا میرزا محمدعلی شیرازی


http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

بچه های پریروز:عکس از تهران قدیم1357


ایران-تهران-1357

http://s5.picofile.com/file/8154060968/oldiran_bahman57_oldtehran.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

عکس قدیمی از اهواز فلکه سه دختر دهه50

http://s5.picofile.com/file/8154060984/falake3dokhtar1350ahvaz.jpg
http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

اطلاعات کلی در مورد سلسله قاجار و پادشاهان آن

این مطلب به مرور زمان تکمیل میشود

سلسه قاجارhttp://s5.picofile.com/file/8154087592/lionsun_1.gifسالهای فرمانروایی قاجار:
سال1174تا1304

بنیانگذار سلسله قاجار:
آقا محمدخان

آخرین پادشاه قاجار:
احمدشاه

سلسله های بعد و قبل از قاجار:
افشاریان-قاجار-پهلوی

سلسله قاجار در ایران به بی کفایتی شناخته میشوند و در سالهای حکمرانی این سلسله بر ایران-کشور دچار جنگهای متعددی شد و قسمتهایی از خاک ایران به فنا رفت در این مدت ایران دچار  مشکلات اقتصادی و نابسامانی های بسیاری شد

تعداد پادشاهان  قاجار:
7پادشاه

اتفاقات مهم:
قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

واحد پولی:
قران

دستاوردها:
اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعزیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارالفنون که به همت امیرکبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های پزشکی و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت
از بین رفتن حکومت های اسلامی و در زیر سایه ی حکومت فدرالی قرار گرفتن انها
بازسازی ارتش و تجهیز انها با سلاحهای نوین
ایجاد جنبش مشروطه و برپایی مجلس

آقا محمدخان قاجار

بنیانگذار سلسله قاجار

زادروز-مرگ:

27خرداد1121 استراباد
27اردیبهشت1127شوشا

سالهای حکمرانی:1173تا1176(سه سال)


مرگ:بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش او در نجف اشرف بخاک سپرده شد

انسجام ایران در سال1795میلادی
http://s5.picofile.com/file/8154084026/Map_Qajar1795.gif
http://s5.picofile.com/file/8154059984/kings_qajar_oldiran_2_.JPG
تاجگذاری1فروردین1161
فتحعلی شاه قاجار
باباخان

سالهای پادشاهی:
1176-1213(بیش از36سال)

زادروز-مرگ:
15شهریور1151دامغان
1آبان1213

مرگ:
درسن68سالگی درگذشت و در قم در کنار حرم حضرت معصومه بخاک سپرده شدhttp://s5.picofile.com/file/8154084184/Fath_Ali_Shah.gif

http://s5.picofile.com/file/8154060026/kings_qajar_oldiran_4_.JPG
محمد شاه قاجار
محمدمیرزا

زادروز:مرگ
14دی1186تبریز
14شهریور1227 تجریش
(42سال)

سالهای پادشاهی
1213-1227(27سال)

مرگ و مدفن
بعلت ابتلا به بیماری نقرص در42سالگی از دنیا رفت و در حرم حضرت معصومه بخاک سپرده شد
http://s5.picofile.com/file/8154060000/kings_qajar_oldiran_3_.JPG
 ناصرالدین شاه قاجار
شاه شهید
شاه بابا
سلطان صاحبقران

زادروز:مرگ25تیر1210 دهکده کهنمو-تبریز
12اردیبهشت1275
64سال

سالهای فرمانروایی
1227/1275
48سال

مرگ و مدفن:
در آستانه پنجاهمین سالگرد تاجگذاری بدست میرزا رضای کرمانی کشته شد(هنگام جشن 50امین تاجگذاری) و در حرم شاه عبدالعظیم شهر ری بخاک سپرده شد
سنگ قبر او بعد از انقلاب به موزه گلستان تهران منتقل شد

ناصرالدین شاه در طول حیات خود85زن عقدی و صیقه ای برای خود اختیار کرد از 42فرزند او18تن در کودکی درگذشتند
میرزا تقی خان فراهانی
امیـــر کبــــیر
http://s5.picofile.com/file/8154084234/200px_AmirKabir.jpg
زادروز:1186-هزاوه -اراک
مرگ:20دی1230باغ فین کاشان


صدر اعظمهای بعد و قبل
میرزا آقاسی
امیر کبیر
میرزا آقاخان نوری

در23ذیقعده1264ناصرالدین شاه بر تخت نشست و صدر اعظمی را به امیر اعطا کرد
((حکم ناصرالدین شاه:ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسوول هر خوب وبدی که اتفاق می‌افتد می دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم. به جز شما به هیچ کس دیگر چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.))

اقدامات امیر کبیر:
  1. تاسیس مدرسه دارالفنون-اولین مدرسه جدید در ایران-مهندسی -پزشکی-واموزش فنون در این مدرسه توسط معلمان خارجی تدریس میشد-بعد ها بعد از امیر کبیر هم بکار خود ادامه داد
  2. انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
  3. رسیدگی به وضع مالیه-مبارزه با رشوه خواری-قطع دریافت و پرداخت بدون حساب از دستگاه حکومت-کاهش حقوق شاهان به دوهزار تومان-قطع برخی مستمری ها-اطلاعات مالی را بروز کرد-حقوق برای ماموران دولتی که تا پیش از ان چنین نبود(انعام-اذوقه از مردم...)-تبیه متخلفان و تشقویق انان به گزارش تخلفات
  4. او هرگز از کسی هدیه نمیگرفت و به دولتی ها هم گفته بود که نپذیرند تا دستاویزی برای رشوه نباشد
  5. حذف القاب و عناوین که به گفته او موجب زیان اجتماعی میشود و استفاده از واژه جناب حتی نسبت به صدرات
  6. اصلاحات اجتماعی-بدستور او رسم قمه کشی و لوطی گری برداشته شدو حمل سلاح گرم و سرد ممنوع شد
  7. حقوق شاهزادگان و دربار کم شد و قاعده بست نشینی رامنع کرد که با مخالفت روبرو شد
  8. ایجاد 40قراولخانهدر سطح کشور با 12نگهبان
  9. اصلاح وضع چاپارخانه ها برای حمل و نقل مرسولات پستی به تمام نقاط کشور
  10. سرو سامان دادن به ارتش
  11. اصلاحات مذهبی


حکم عزل دو ماه قبل از قتل امیر کبیر
 حضور امیر کبیر با مخالفت های زیادی در دربار ناصرالدین شاه مواجه بود و حکم عزل او اعلام شد-حکم ناصرالدین شاه:((چون صدارات عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت برای شما دشوار است شما را از آن کار معاف کردیم، باید به کمال اطمینان مشغول امارت نظام باشید))

ناصرالدین شاه، بعد از عزل امیرکبیر در محذور عاطفی قرار گرفت. او در روز ۲۴ آبان نامه‌ای به امیرکبیر نوشت و در آن تاکید کرد که خودش تنها قصد دارد برای مدتی عهده‌دار امور کشوری شود و هرگز در امور لشگری قصد دخالت ندارد و نیز حتی یک شاهی بیش آنچه امیرکبیر مقررداشته به مواجب کسی نخواهد افزود. ابن نامه با این جملات آغاز می‌شود:
((جناب امیرنظام به خدا قسم آنچه می‌نویسم عین واقعیت است. شما را قلباً دوست دارم و خداوند مرا مرگ دهد اگر بخواهم تا زنده‌ام دست از شما بدارم....))

بعد از نامه فوق امیر کبیر درخواست ملاقات با شاه را دارد که به فردای روز بعد و تعیین جانشین او می انجامد و امیر کبیر دیگران را متهم به بدگویی از او می کند و  پاسخ شاه به صورت زیر است:
((خدا شاهد است امروز که شما را نپذیرفته‌ام، شرمنده‌ام. چه می‌توانم بکنم. ای کاش هرگز شاه نبودم. حالا که این را می‌نویسم اشکم جاری است. اگر باور نمی‌کنید بی‌انصاف‌اید.... کدام مادر قبحه‌ای می‌تواند در حضور من از شما بد بگوید. هر کس در حصور من از شما بد بگوید، حرامزاده‌ام اگر نگذارمش جلوی توپ.... به علامت التفات‌مان یک شمشیر الماس نشان قیمتی و همچنین حمایلی که به گردن خودم می‌اندازم را برایتان می‌فرستم. انشاالله آنها را می‌پذیرید و فردا به حضور می‌آیید.))
بعد از این امیرکبیر دچار اشتباه بزرگی شد و ان حضور نیافتن در مجلس سلام شاه بود که خشم و سوظن را نسبت به او تقویت کرد و نوری هم بانامه ای به شاه خواستار تمامی قوانین شد که با مخالفت امیرکبیر مواجه شد که د کارهای او دخالت نکند
سرانجام امیر کبیر از تمام منصب ها برکنار 40روز

بعنوان تبعیدی و زندانی به کاشان فرستاده شد در نهایت اطرافیان شاه حکم قتل او را گرفتند که بشرح زیرست:
((چاکر آستان ملائک پاسبان، فدوی خاص دولت ابد مدت، حاج علی خان پیشخدمت خاصه، فراشباشی دربار سپهر اقتدار مأمور است که به فین کاشان رفته، میرزا تقی خان فراهانی را راحت نماید. و در انجام این مأموریت بین الاقران مفتخر و به مراحم خسروانی مستظهر بوده باشد.))
http://s5.picofile.com/file/8154060034/kings_qajar_oldiran_5_.JPG
مظفرالدین شاه قاجار

زادروز:مرگ3فروردین1232تهران
12در1285
53سال


سالهای فرمانروایی1275/1285
10سال

مرگ مدفن:
او در 53سالگی در گذشت و در کربلا بخاک سپرده شد
http://s5.picofile.com/file/8154060084/kings_qajar_oldiran_6_.JPG
محمد علی شاه قاجار
زادروز-مرگ
1تیر1251تبریز
16فروردین1304

سالهای حکمرانی
1285-1288
3سال

مرگ-مدفن
http://s5.picofile.com/file/8154059968/kings_qajar_oldiran_1_.JPG
احمد شاه قاجار

زادروز/مرگ2بهمن1276تبریز
8بهمن1308بیمارستانی در پاریس

سالهای فرمانروایی1288/1304
16سال


مرگ-مدفن
بعلت ورم کلیه در پاریس در گذشت و به کربلا برای دفن منتقل شد
http://s5.picofile.com/file/8154060050/kings_qajar_oldiran_7_.JPG
تاجگذاری29تیر1293
سرانجام سلسله فاجاربا کودتای1299 رضا شاهو رانحلال سلسله قاجار-حکومت پهلوی جایگزین ان شد1304
عهد نامه های نگینعهدنامه گلستان:
3ابان1192
این قرار داد بین ایران و روسیه بسته شد
بر این اساس بخشی از سرزمینهای شمالی ایران برای همیشه از ایران جدا و به روسیه داده شده  که شامل ارمنستان-قفقاز و ایالتهایی از گرجستان
قره باغ -گنجه-باکو-درند-قوبا-شروان شکی-کاختی و کارلی

عهدنامه ترکمنچای
1اسفند1206
بین ایران و روسیه امضا شد
ایران در این قرار دادنخجوان و ایروان را از دست داد
ایران حق کشتیرانی در دریای خزر را از دست داد
و ملزم به پرداخت سالانه10کرور به روسیه شد
و در مقابل ا حمایت روزها برخوردار شود

پیمان آخال
30شهریور1260
ایران و روسیه
تعیین مرزهای دو کشور-این قرارداد به نفع روسها تمام شد و حکومت ایران و ترکمنها ضرر کردند

عهدنامه پاریس
در1805میلادی
ایران -انگلستان
انگلستان با تصرف خرمشهر و بوشهر ناصرالدین شاه را مجبور به امضای این قرار داد کرد که هرات از ایران گرفته شود و ایران حاکمیت افغانستان بعنوان کشور مستقل را به رسمیت پذیرفت سپس ناحیه بلوچستان به هند واگذار شد(توسطانگلیس)
و بعدها تلاشی برای بازپس گیری انها صورت نگرفت

 قرارداد سن پترزبورگ، ۱۹۰۷ میلادی میان روسیه و انگلستان
ایران در این قرار بیین دو کشور تقسیم شد

قرارداد ۱۹۱۹ با انگلستان
قرارداد ایران و شوروی ۱۹۲۱ با شوروی

امتیازات به افراد خارجی:

    امتیازنامه رویتر با تبعه انگلستان
    قرارداد دارسی با تبعه انگلستان
    امتیاز خوشتاریا با تبعه روسیه

    امتیاز انحصار توتون و تنباکوی ایران به تالبوت
    قرارداد لاتاری
    امتیاز کشتیرانی در رود کارون
    تأسیس بانک شاهی
    استخراج معادن
    امتیاز راه‌آهن جلفا به قزوین
کاخهای نیاوران و گلستان http://s5.picofile.com/file/8154087000/p_takhtetavous2.jpg

http://s5.picofile.com/file/8154086892/p_naderi_throne.jpg

http://s5.picofile.com/file/8154086834/p_mirrorhall.jpg

http://s5.picofile.com/file/8154086934/%D8%A7Niavaran_Palac.jpg

http://s5.picofile.com/file/8154086150/ph_golestanpalace.jpg

http://s5.picofile.com/file/8154085384/Niavaran_Palac.jpg

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

زندگینامه میرزا کوچک خان-سره بریده شده او و فردی که سره او را از تنش جدا کرد



میرزا کوچک خان جنگلی
یونس استادسرایی
میرزا کوچک خان
زادروز-درگذشت1257رشت-11آذر1300ارتفاعات تالش-خلخال
القابمیرزا کوچک‌خان - سردار جنگل - کوچک‌خان - کوچک جنگلی
دوره فعالیت-نوع فعالیتاواخر دوره قاجار-فعالیت مسلحانه
نقش هااز رجال مشروطه خواه شمال و رهبر جنبش جنگل
درگذشت میرزا کوچک خان:
بعد از قدرت گرفتن رضاخان1299تحت عنوان سردار سپه و تلاش او برای از میان برداشتن سلسله قاجار و جلب توجه اشخاص خاصی مانند میرزا کوچک خان که محبوبیت خاصی نزد مردم داشتند ناکام ماند و با شبیخون های متعددبه جنگل موجب عقب نشینی و کشته شدن نیروهای جنگل شدومیرزا همراه با تنها یار وفادارش، گائوک آلمانی معروف به هوشنگ، جهت رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو، که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، به طرف کوه‌های خلخال حرکت کردند، ولی گرفتار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر فشار سرما و برف در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، درحالی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای درآمدند.

بریدن سر میرزا کوچک خان:
محمدخان سالارشجاع برادر امیر مقتدر طالش که از بدخواهان میرزا بودبا شنیدن مرگ او بهمراه تعدادی تفنگچی به محل رفت و مانع از دفن اجساد بود و سر میرزا توسط یکی از اهالی طالش در حالی که یخ بسته بود ازتنش جدا و به برادرش امیر مقتدر داد سپس به رشت بردند و تسلیم نظامیان کرد-سر میرزا کوچک خان در مجاورت سرباز خانه رشت در محلی بنام نفن نوبل تا مدتی به نمایش مردم گذاشته شد-سپس خالو قربان از یاران قدیمی میرزا سر میرزا را به تهران نزد سردار سپه برد و در گورستان حسن اباد به دستور سردار سپه بخاک سپرده شد
سپس یکی از یاران میرزا بنام کاس آقا حسام محرمانه سر میرزا را از گورکن گرفت به رشت برد و در محلی بنام سلیمان داراب بخاک سپرد.در سال1320 هنگام استعفای رضاخان تعدادی ازادی خواه اهل گیلان میخواستند پیکر بی سر میرزا را از خانقاه خلخال بصورت تشریفاتی شایسته به رشت و محل دفن سر میرزا حمل کنند که ماموران جلوگیری کردند  جسد میرزا بصورت عادی به رشت برده شد و در جوار سر میرزا به خاک سپرده شد

مزار میرزا:
مزار و یادمان میرزا کوچک خان در سلیمان داراب رشت قرار دارد
میرزا کوچک خان
ارتفاعات ماسال-فصل بهار-نزدیک منطقه درگذشت میرزا

http://s5.picofile.com/file/8153697176/mirzakochak_khan_jangali_6_.jpg
رضا اشکستانی-از اهالی طالش-کسی که سر میرزا را جدا کرد

http://s5.picofile.com/file/8153697068/mirzakochak_khan_jangali_1_.jpg
سر بریده شده میرزا کوچک خان جنگلی

http://s5.picofile.com/file/8153701784/mirzakochak_khan_jangali_7_.jpg
آرامگاه میرزا-سلیمان داراب
نمونه امضای میرزا کوچک خانمیرزا کوچک خان جنگلی
 

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

ادامه مطلب
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ