بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

گل کوچیک قدیما



گل کوچیک , فوتبال هر چیزی که به زبان محلیتون میگفتین

خیلی خرج زیادی نداشت.یه توپ راه راه قرمز یا آبی , چهار تا سنگ به عنوان دروازه.

یه کوچه خاکی, خیلی هم لاکچری میشد توپ چهل تیکه و دروازه هایی کوچک آهنی که پسرای همسایه می آوردند.

بچه ها نمیدونم قدرشنانس و قدر دان بودن یا ندار البته بنظرم اولیش صادقه .توپهای پلاستیکی دوام چندانی نداشت کافی بود به گوشه چیز تیزی بخوره خیلی سریع پنجر میشد و از دور خارج میشد اما بچه ها همین توپ پنجر هم پرت نمیدادند .با یه تیغ یا کارد و چاقو توپ رو برش میدادند و یه توپ سالم رو توش قرار می دادند. هم توپ مقاوم میشد هم سنگین مناسب پا گاهی هم که وقتی توپ رو شوت میکردی جلد توپ خارج میشد. چاره ش یک تیکه نخ بود که دو طرف جلد رو می بست که محکم محکم بشه

یادش بخیر بیشتر دم ظهر به بعد یکی از بچه ها چند بار توپو زمین میزد صدای توپ که می امد, بچه ها دونه به دونه می امدن تو کوچه , اونایی هم که پای تلویزیون چسبیده بودن و پسر شجاع و دکتر ارنست و... رو نگاه میکردند.به زور می کشیدیدن بیرون

دو تا سنگ رو گام میکردند به فاصله برابر دو تا دروازه می ساختند.

به تعداد برابر تیم میدادند و شروع میشد اکثرا هم بدون داور بود و پر شور و صدالبته پر دعوا.

کناره توپ یه حالت برچستگی داشت اگه موقعی که شوت میشد به ساق پای هرکی میخورد درد رو به استخون می رسوند.

بیشتر دعوا ها سر گل شدن یا نشدن بود .حریم دروازه فقط دو تا سنگ بودو ارتفاعش فرضی و ذهنی انجام میشد. و سر اینکه این توپ گل شده یا اوت یا کرنر همیشه دعوا میشد. حتی با وجود داور

مثل الان روز نبود که بچه ها برای هرکاری یه کفشی داشته باشن خیلیا کفشی که داشتن مال مهمونی بود مال مدرسه بود مال رفت و امد بود. و پاره شدن اون کفش واقعا براشون گرون تموم میشد.

بنا براین بعضی از بچه ها از کفشهایی استفاده میکردند که پلاستیکی بود که در تصویر می بینید.اسمشو نمیدونم.حتی بصورت پاره شده استفاده میکردن

بازی شرچع میشد سرو صدا و فریاد و شادی گل مغز همه رو میخورد یهو کل کوچه میشد پره از گردو خاک , زن و مرد همسایه که اتفاقا مسن هم بودند تحمل میکردن دندون رو جیگر میگذاشتند تا اینکه بفرما دسته گل به اب داده میشد یا تند تند توپ به در خونه همسایه میخورد یا از بخت بد. میزد شیشه رو میشکستند اون وقت بود که اقای همسایه و زن همسایه میامدن و داد و بیداد و گاهی فحش و ناسزا بچه هارو دور میکردند که برید دم در خونه خراب شده باباتون و گوش کسی که شیشه رو شکسته میگرفتند میبردن در خونه باباش

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام و شهر شما :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ