بچه های دیروز

نوستالژیک-نوستالژی- دهه 60-دهه50 مجری قدیم کتاب های قدیمی و برنامه کودک قدیمی دهه60/70

آگهی آگهی

بچه های دیروز

حرمت نان , قدیما

دهه های قبل بیشتر از امروز نان حرمت داشت.

اون زمان جمعیت شهری به روستایی مثل الان نبود پیش از انقلاب نسبت بیست به هشتاد بپد یعنی هشتاد درصد روستایی و بیست درصد هم شهری چیزی که الان برعکس شده , بیشتر مردم در شهرهای کوچک و عرض کنم خدمت شما روستاها خودشون نان می پختند به این صورت که خمیر رو چند ساعت قبل اماده میکردند و بهش خمیر ترش میزدند چند مدت میگذاشتند تا حاضر بشه اون وقت نان رو می پختند در منطقه ما کرمانشاه, به نان محلی نان ساجی گفته می شود.اون زمان خاطرم هست و مادرمم قدیمها خودش نون می پخت و خدایی بهترین نان دنیا از نظر مزه و بو بودو بچه ها هم دور مادر جمع می شدیم یا خمیر بازی می کردیم یا نان های کوچکی درست میکردیم بارها هم می سوختیم تا ادب بشیم و اذیت نکنیم.

از این ها بگذریم, خاطرم هست هرکجااااا چه نان نانوایی چه نان خانگی فرقی نداشت چه تو کوچه چه کنار نانوایی نانی زمین می افتاد, یا از قبل بر زمین جلو راه و محل گذر مردم افتاده بود.

فرقی نداشت بچه ,بزرگسال ,پیرمرد و یا پیرزن می رسید و نان افتاده بر زمبن و محل گذر مردمو می دید اونو برداشت گاهی می بوسیدن این روزی و نعمت خداوند رو و افرادی هم این کار رو نمی کردند و اون تکه نان رو بر می داشتند گوشه ای که لگد مال نشه میگذاشتند تا نه به نعمت و روزی خداوند بی حرمتی شه و هم اگه پرنده ای , گربه ای چیزی رسید بتونه در گوشه ای اون تکه نان رو هرچند خشک اما تمیز بخوره

خیلی خیلی وقته که این کار رو دیگه نمی بینم و ندیدم تااا پارسال زمستان یک روز بارانی رفتم نان بربری بگیرم.

تکه ای کوچک از نان بر روی زمین بیرون نانوایی افتاده بود. یه دختر خانم بیست تا بیست و پنج ساله رسید وقتی تکه نان رو دید با اینکه از نظر وزنی دختری درشت هیکل به نظر می رسید و بلند بالا بودو شاید خم و راست شدن برایش کمی سخت بود

خم شد نان رو برداشت .پاک کرد برد کنار دیوار گذاشت.چند دقیقه بعد گنجشکها رسیدند.دیگران و مخصوصا پسرهایی که اونجا بودند عجیب دختر رو نگاه و وارسی میکردند و میخندیدندو باهم حرف می زدند.

برام هم جالب بود هم قابل تحسین که این رسم هنوز نمرده و نان حرمت دارد و ادمها برای برداشتن یک تکه نان از زمین با هر وضعیت بدنی که دارند خم می شوند بر می دارند و گوشه ای برای زبان بسته ها قرار می دهند.


رفوزه

یکی از نوستالژی های کودکی من و شاید شما دوستان عزیزم شنیدن کلمه ( رفوزه)بود.

اون زمان خاطرم هست که حتی بچه های ابتدایی هم نمره و ارزیابیشون بصورت عددی بود و هر کلاس میشد شاگرد اول تا اخر را مشخص کرد مثل الان نبود که با کلمات نمره رو اعلام کنند.

اما شهریورماه , ماه اخر پاییز نوید مدرسه را میداد که حال خوش بسیاری از دانش اموزان راکه در تابستان حسابی بازی کرده بودند و از شر درس و مدرسه در امان بودند رو خراب میکرد.

اما از آنها بدتر کسایی بودند که تابستون را با تجدید(احتمالا تنبیه) و رفتن به کلاس آغاز کرده بودند. و تابستانشون با دلهره نمره و کلاسو گرمای تابستان زهرمارشون شده بود ..از اینها بدتر هم داریم و اون کسانی بودند که کل تابستون را کلاس بودند درس داشتند امتحان داده بودند و متاسفانه مردود شده بودند و بقول معروف رفوزه شده بودند و باید سال دیگه باز هم درسهای سال قبل را از تو می خواند و وقتی بچه ها مسخره س نی کردند میگفتند رفوزه رفوزه یه وری افتاد تو کوزه

از این بچه ها بدتر هم کسانی بودند که سال قبل هم مردود شده بودند و الان باید برای سال دوم همون درس و پایه را میگذراندند


افتادن قند در چای

خرافات یا هرچیزی که بخوای اسمش رو بزارید نمیدونم.

یکی از شاید خاطرات مشترک نسل ما و نسلهای قبلی که همه گیر بود این بود که اگه ناخودآگاه موقع خوردن چای قند از دستشون میفتادتوی چای , نشانه این بود که مهمانی در راهه و شاید نوید امدن عزیزی رو می داد که به زودی میاد.
یا اگه از مهمون خوششون نمیامد بهرشکل جمله ای اعتراضی از قبل بار مهمان می کردند.




http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام و شهر شما :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ