بچه های دیروز
سایت نوستالژیک

افشاریان

صفویان

افشاریان

در مقاله قبلی به این مورد رسیدیم که شاه سلطان حسین پادشاه آخر سلسله صفویان بود که در این دوره بی کفایتی به حد خود رسید و با شورش افغان ها این دودمان برای همیشه از بین رفت و اصفهان سقوط کرد.

شاه صفوی هم به قتل رسید و اوضاع کشور به هم ریخت و هرج و مرج بیداد می کرد.

از سراسر مرزها تجاوز آغاز شد . از مرز شمالی روسها و از مرز غربی و شمال غربی ایران عثمانی ها به مرزهای ایران سرازیر شدند و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.

از سمت جنوب هم مورد حمله و تجاوز برخی قبایل عرب واقع شده بودند.

حاکمان در داخل هم سرکشی می کردند. و هر کس کوشش می کرد مناطقی تحت حاکمیت خود به دست آورد. و مستقل شود.

شاه تهماسب دوم حتی نیروهایی جمع کرد تا افغانها را بیرون کند اما موفق نشد. حتی از کشورهایی نظیر روسیه و عثمانی کمک خواست اما راه به جایی نبرد و موفق نشد.

این وضع ادامه داشت تا سرداری جسور از ایل افشار بنام نادر آمد که افغانها را بیرون راند. این ایل از ایلاتی بود که به مرزهای شمالی برای مقابله با ازبکان کوچانده شده بودند.

روسها را عقب راند و حتی روسها در مقابله با عثمانی ها به نادر به عنوان فرمانده سپاه گرم کمک کردند.

نادرشاه افشار

افشاریان
نادرشاه افشار

نادر شاه یا شاه نادر زاده سال 1067 که در سال1125 خورشیدی به قتل رسید بنیانگذار سلسله افشار، یکی از چهره‌های مشهور در تاریخ ایران که در بین سال های 1115 – 1125 به پادشاهی ایران رسید.

نادر شاه، یا نادر قلی ، در سال 1067 خورشیدی در شهر دستجرد درگز خراسان ایران به دنیا آمد.

وی فرزند یک روستایی فقیر بود که در خراسان زندگی می‌کرد و در حالی که نادر هنوز بچه بود، پدرش درگذشت.

نادر و مادرش در اسارت به بردگی برده شدند، اما نادر پس از مرگ مادرش در اسارت، موفق به فرار شد و سرباز شد.

طولی نکشید که وی توجه رئیس قبیله افشار را که نادر به سرعت پیشرفت کرده بود، جلب کرد. سرانجام، این نادر جاه‌طلب به نفع خود از میدان خارج شد. او شورشی شد و یک ارتش بزرگ را گرد آورد.

در سال 1098 خورشیدی افغان‌ها به ایران حمله کردند. آن‌ها پادشاه سلسله صفوی را در سال 1101 عزل کردند. حاکم آن‌ها، محمود افغان ، تعداد زیادی از امیران صفوی را به قتل رساند

پس از آن که او از شهروندان برجسته اصفهان دعوت کرد تا ضیافتی ترتیب دهند. حامیان(اشرف) او محمود را در ۱۷۲۵ ترور کردند. پسر عموی او، اشرف (تا ۱۷۳۰ تا ۱۷۳۰)، با یک پرنسس عهد صفوی ازدواج کرد.

در ابتدا، نادر با افغان‌ها مبارزه کرد تا اینکه آن‌ها او را از پرداخت بیشتر خودداری کردند.

نادر به افغان ها حمله کرد. و آنها را از خراسان بیرون راند. افغان‌ها متحمل خسارات سنگینی شدند، اما قبل از فرار – اشرف سه هزار تن دیگر از شهروندان اصفهان را قتل‌عام کردند.

بسیاری از افغان‌های فراری به زودی توسط نادرشاه غافلگیر و کشته شدند، در حالی که بقیه در بیابان مردند. اشرف شخصاً به قتل رسید و به قتل رسید.

در سال 1108 خورشیدی نادر ایران را از دست افغان‌ها آزاد کرد. شاه تهماسب اول شاه و جانشین پدرش شاه سلطان حسین شد، در آن هنگام که نادر شورش را در خراسان به پایان رسانده بود، شاه تهماسب اول علیه ترکان عثمانی به راه افتاد، و گرجستان و ارمنستان را از دست داد.

نادر، که از این شکست به خشم آمده بود، در 1111 خورشیدی شاه تهماسب را عزل کرد و پسر نوزاد شاه تهماسب، عباس سوم (1111 – 1119) را بر تخت نشاند و خود را نایب‌السلطنه اعلام کرد.

در عرض دو سال نادر قلمرو از دست رفته را دوباره باز پس گرفت. و امپراطوری را گسترش داد.

در سال 1115 ، نادر احساس کرد که موقعیت خود او به شدت تثبیت شده‌است که دیگر نیازی به پنهان شدن پشت نام سلسله صفوی ندارد. بزرگان کشور را فراخواند و خود بر تخت سلطنت نشست.

در سال 1117 شمسی به قندهار حمله کرد، کابل را تسخیر کرد و به هند رفت. او دهلی را تصرف کرد

با آمدن نادرشاه به قدرت کشور یکپارچگی خود را به دست آورد. بحرین و قندهار و خوارزم را دوبار به ایران برگرداند.

جنگ کرنال - سپاه نادر با هند
جنگ کرنال

در جنگی به نام جنگ کرنال بطرف هند رفت. در این جنگ چیزی در حدود بیست تا سی هزار تن از نیرو های هندی کشته شدند و پادشاه هند امان خواست و تاج پادشاهی و کلید خزانه در قبال امان دادن به او داده شد.

دهلی و هند را تصرف کرد. که این تصرف باعث تقدم جواهرات گرانبهایی منجمله الماس کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شد.
او نیروی دریایی را ساخت و عمان را فتح کرد.

بتدریج رفتار نادر تغییر کرد و شک و سوء زن او به اطرافیان بیشتر.

نادر که به پسر خود شاهرخ سو زن پیدا کرده بود چشمان او را نابینا کرد. که بعد ها پشیمان شد. و کسانی که فکر می کرد در این کار مقصر بودند به قتل رساند.

بار مالی لشکر کشی های او و ارتش نادر بار مالی زیادی به مردم ایران وارد می کرد چرا که نادر برای تامین این مخارج از مردم مالیات زیادی می گرفت.

و کارهایی جهت رعب و وحشت اطرافیان انجام می داد چرا که احساس شک و سوء زن او به اطرافیان هر روز بیشتر می شد.

او بیشتر غنایم خود را برای استفاده خود ذخیره می کرد و اندک اندک به رفاه عمومی کشور می پرداخت. نادر قدرت را در دست‌های خود متمرکز کرد. او سرباز باهوشی بود و بنیانگذار نیروی دریایی ایرانی، اما به طور کامل فاقد هرگونه علاقه به هنر و ادبیات بود.

نادر شاه در پایان عمر خود چنان خشن شده بود که حتی قبیله خود او نیز از وی بیم داشتند.

سر حاکم کرمان در در داخل سوراخ دیگر قرار داد و دست و پای او را به گاو ها بست و آنها را حرکت دادند که مرگ دردناکی برای حاکم کرمان به دنبال داد.

کسانی که مالیات نمی دادند . باید سر می دادند . مامورانی که برای دریافت مالیات می رفتند یا باید سر می آوردند یا پول در غیر این صورت سر آنها هم به باد می رفت.

مجرمین را شمع آجی می کرد.

نادر مشهورترین نبوغ نظامی ایران است و به عنوان ” الکساندر دوم ” و ” ناپلئون ایران ” شناخته می‌شود.

اگرچه او استقلال ملی را احیا کرد و در یک لحظه تاریک تاریخ کشور, تمامیت ارضی ایران را حفظ کرد, بدگمانی و حسادت‌های ناشی از حسادت ایران را دچار آشفتگی سیاسی کرد. اطلاعات کمی در مورد زندگی شخصی نادر شاه وجو دارد .

خودبزرگ‌بینی او, میل سیری‌ناپذیر او به فتوحات بیشتر و رفتار خود محور او, نوعی اختلال شخصیت خودشیفته وار را بوجود آورد و در سالهای آخر به نظر می‌رسد که در او برخی تمایلات پارانوئید(ایجاد اختلال بدگمانی شدید)به وجود آمده بود. نادر ۴ بار ازدواج‌کرده و دو پسر و سه‌فرزند داشت.

سرانجام نادر توسط تعدادی از سردارانش در خواب به قتل رسید. و قبل از به قتل رسیدن او موفق شد دو تن از آنها را بکشد.

و مدعیان قدرت در همه جا سر در آوردند. از میان تمام فتوحات نادر فقط خراسان به شاهرخ نوه نابینای او رسید که تا زمان محمدخان قاجار در این سمت ماند.

پادشاهان دیگر افشاریان

  • عادل شاه
  • ابراهیم شاه
  • شاهرخ شاه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.