X
تبلیغات
رایتل

بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

ادامه برنامه ها تا چند لحظه دیگر

نوستالژی اردیبهشت95
قدیما که مثل الان مد نشده بود که هیچکس برنامه های صدا و سیما رو نگاه نمیکنه و بعدا اگه ازشون در مورد  یه سریال بپرسی کامل جزئیاتشو میگذاره کف دستت اون موقع ها دهه60/70 ایراد فنی تو پخش برنامه ها خیلی پیش میومد مخصوصا تو پخش فوتبال بعد از قطع سریعا تصویر زیر و امثال اینها پخش میشد.اون موقع اعصاب ادمو خرد میکرد مخصوصا اگه سر برنامه مورد علاقه ت پخش میشد و مخصوصا تر اگه طول میکشید یا اصلا درست نمیشد.
http://s6.picofile.com/file/8248832392/nii60.JPG
گاهی جون بسر میشدیم تا ایراد رفع میشد
http://s7.picofile.com/file/8248840018/%D8%A8%D8%B1%D9%81%DA%A9.jpg
این تصویر رو هم خیلیا دوست نداشتن برفک-برفک یعنی تنظیم نبودن آنتن  برفک یعنی برنامه نداشتن تلویزیون-تلویزیون برنامه هاش از یک ساعت مشخصی قطع و برفک جاشو میگرفت-گاهی پای تلویزیون  اخر شب خوابمون میبرد و وقتی بیدار میشدیم صدای برف و این تصویر رو می دیدیم
http://bachehayedirooz.blogsky.com/
http://bachehayedirooz.tv/

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

نوستالژی ما



http://s3.picofile.com/file/8211524626/212155.JPG
اون موقع خیلی از بچه های کارهای عجیب غریب میکردن یک نمونه ش عکس بالا واقعا  یه جوری میشدم اینو میدیدم و هرگز نتونستم اینکار و بکنم

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

برنامه حکمت متعالیه ملاصدرا

برنامه حکمت متعالیه ملاصدرا


برنامه حکمت متعالیه ملاصدرا محصول سال  1380 شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشد. که  ساختاری ترکیبی مستند و نمایشی داشت و به فلسفه اسلامی می پرداخت.

ملا صدرا تهیه کننده نازنین فراهانی

تیم تولیدبرنامه ملاصدرا  :  نازنین فراهانی طراح و تهیه کننده -صدرالدین شجره (راوی )، جمشید کلانتری (کارگردان تلویزیونی)، صحنه و تصویربرداران 

تهیه کننده:نازنین فراهانی
طراح: نازنین فراهانی
کارگردان هنری: نازنین فراهانی

بیوگرافی و زندگینامه نازنین فراهانی


کارگردان:  جمشید کلانتری

http://s2.picofile.com/file/8287363492/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1%DB%8C_2_.jpg


راوی: صدرالدین شجره

ملاصدرا نازنین فراهانی



مهمان و صاحب نظر : دکتر دینانی


نازنین فراهانی  ملاصدرا


مجری بخش گفتگو: 

دکتر کلباسی اشتری

دکتر حسین کلباسی اشتری


دکور: محسن صانعی



نور : ارسطو مداحی گیوی


ارسطو مداحی گیوی




تاریخ انتشار: 1380

تولید شده: شبکه یک سیما

گروه:  فلسفه اسلامی

کشور سازنده: ایران
زبان: فارسی

دکور برنامه ملاصدرا  تهیه کننده نازنین فراهانی

دکور برنامه ملا صدرا به  تهیه کنندگی : نازنین فراهانی

لینک های مرتبط با ملاصدرا :


لیست مجریان قدیمی

بیوگرافی مجریان قدیمی

مدرسه ما محصول 1373

 اینستاگرام  نازنین فراهانی

لینکدین  نازنین فراهانی

وبلاگ نازنین فراهانی

علمای آزادیخواه محصول 1381





نازنین فراهانی -مجری- تهیه کننده - طراح
http://bachehayedirooz.tv
http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

برنامه نقش خیال



برنامه نقش خیال

عکس نازنین فراهانی 6

نقش خیال  استاد کابلی و نازنین فراهانی به همراه عوامل تولید

عکس نازنین فراهانی 7

نقش خیال 1378 - نازنین فراهانی در منزل استاد نقاشی و خط استاد:اسرافیل شیرچی

نقش خیال محصول ۱۳۷۷ شبکه یک سیما  که  بررسی هنرهای تجسمی دو دهه بعد از انقلاب می‌پرداخت. خانم فراهانی در این برنامه تهیه‌کنندگی و اجرا را بر عهده داشتند.
تهیه کننده:نازنین فراهانی

مجری: نازنین فراهانی

تاریخ انتشار: 1377
تولید شده: شبکه یک سیما

گروه:  فرهنگ و هنر

کشور سازنده: ایران
زبان: فارسی
نازنین فراهانی -مجری- تهیه کننده - طراح
http://bachehayedirooz.tv

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

برنامه چرتکه

برنامه چرتکه

عکس نازنین فراهانی مجری 3
برنامه چرتکه که  در سال‌های ۱۳۸۶-۱۳۸۷ از شبکه یک سیما پخش می‌شد برنامه‌ای اقتصادی بود که شامل آیتم‌های مختلفی بود و به  صنعت - کشاورزی - فناوری‌های نوین - آی تی - مسکن - و معرفی کارآفرین‌های برتر و موفق می‌پرداخت.

تهیه کننده:نازنین فراهانی

طراح: نازنین فراهانی

مجری: نازنین فراهانی

تاریخ انتشار: 1386
تولید شده: شبکه یک سیما

گروه:  اقتصاد
کشور سازنده: ایران
زبان: فارسی
نازنین فراهانی -مجری- تهیه کننده - طراح
http://bachehayedirooz.tv
http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

ساعت مچی قدیمی

ساعت .JPG

از کارهایی که قبلا خیلیامون البته احتمالا انجام دادیم کشیدن ساعت روی مچ بود.البته با دندون هم هنرو به خرج میدادند که در پست های قبل اشاره کردیم و کلی ذوق میکردیم

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

اصلاح موی بچه های دیروز


دهه60.JPG

سر پسرارو که با نمره ۲ و... می زدند.
تازه مشخص میشد که کدوم یکی سرتق تر و شر تر بوده شایدم کتک خور تر . معمولا جایی از سر که قبلا شکسته میشد.مو نداشت و کچل بود

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

پاکت قدیمی

نوستالژی.JPG
یادش بخیر قدیمها می رفتیم تخمه آفتابگردان میخریدیم. فروشنده یه کاغذ روزنامه یا کتاب های درسی استفاده شده رو بر میداشت تخمه رو میریخت توش بما میداد یااز پاکت کاغذی استفاده میکرد


http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

نوستالژی برق رفتن قدیما

غروب پاییز زودتر تر شب میشد.
اگر مدرسه بودیم بدو بدو خودمونو می رسوندیم خونه .پسر شجاع _بچه های کوه تاراک (جکی و جیل)_بابالنگ دراز _زنان کوچک ....
تا درو باز میکردن میخواستیم جونمون بالا بیاد و می رفتتیم کنار تلویزیون _تمام دنیامون همین برنامه ها بود.که تا می رسیدیم خونه یه مقدارش پخش شده بود.
گرم تماشای کارتون میشدیم یهوووو همه جا تاریک میشد. ای بابا برق بازم رفت ساعتو نگاه میکردیم خدا خدا میکردیم.که زود تر بیاد.
خیلی برامون مهم بود ادامه برنامه چی میشد .اخه نه اینترنتی بود که دانلود کنیم نه سی دی و... که تهیه کنیم.
از شانس ما یا اخرش یا زمانی که تیتراژ پایانی پایانی برنامه کودک پخش میشد.
اگه برق بصورت سراسری قطع میشد که هیچ اگر نه و بصورت محله ای بود فردا صبح تو مدرسه از دوستامون که اون شب برقشون قطع نشده بود می پرسیدیم که ادامه کارتون چی شد .جوری با دقت و علاقه گوش میکردیم که انگار خود تلویزیونه و داره پخشش می کنه.و تفسیرش میکردیم باهم.

شب هایی که فرداش امتحان داشتیم و خواندن درسو موکول میکردیم به شب امتحان هم از اعصاب خرد کننده ترین اتفاقاتی بود که با رفتن برق مصیبتش دامنمونو می گرفت.

http://s9.picofile.com/file/8299394650/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C3.JPG

شب هایی هم که مهمان میامد وسط شام یهووو برق میرفت بچه ها که شیطنت خودشونو میکردند.اما بزرگترا که باید وسط تاریکی زیر نور چراغ نفتی پذیرایی میکردند. اذیت میشدند و سختشون می شد.
بعد شام بچه ها یه جا جمع میشدند.با هم بازی میکردند.
یا ماشین بازی و عروسک بازی میکردند یاکارت های بازی و عکسهای ادامس شکوزیبا و پرستو آیدین مارو سر گرم میکردند.
ماشاالله هر کدوم از خانواده ها قد یک کودکستان بچه داشتند.
گوشه اتاق یه عده دیگه از بچه ها داشتند اتل متل توتوله و کباب کباب و... بازی میکردند.حتی زیر همون نور کم چراغ بچه ها ول کن معامله نبودند ومنچ و مار و پله رو ول نمیکردند.گاهی بزرگترا بچه ها رو جمع میکردند یه گوشه براشون داستان و چیستان و.... می گفتند.بلکه حداقل تو این بی برقی سرشون به یجا گرم باشه مغز بزرگترا رو با سرو صدا و دعوا ترید(تلیت) نکنند۰
بازی با سایه این شب ها خیلی لذت داشت حتی اگه خودت تنها باشیو مهمون نداشته باشی و حتی مشقم باید می نوشتی دو خط مشق می نوشتیم یکم با دست و نور چراغ و سایه ای که رو دیوار میفتاد با دستامون انواع پرنده و چرنده و.... رو درست میکردیم ذوق مرگ میشدیم بعد باز دوباره چند خط دیگه مشق می نوشتیم(این اخریه خودم بودم که همیشه خدا مشقامو اخر شب می نوشتم .از بس بینش بازی میکردم و چند خطه میشد و خط اول با اخر فرق داشت . معلم فردا صبح گیر میداد کی نصف مشقو برات نوشته.یا بالاخره باورش میشد کار خودمه یا مجبور میشدم . بگم خواهرم نوشته دست از سر کچلم برداره منتها همیشه شاگرد ممتاز بودم کسی کاری به کارم نداشت اما برخلاف شاگرد اولیای کلاس بچه مثبت نبودم و با معلم و مدیر و .... رابطه خوبی نداشتم و کلا ازشون بر حذر بودم و سرم به کار خودم گرم بود. )

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

نمیدونم بچه که بودیم دلمون پاک کتر بود چی بودشو نمیدونم


نمیدونم بچه که بودیم دلمون پاک کتر بود چی بودشو نمیدونم .اما حتی حیوانات و دیگر مخلوقات خداوند رابطه بهتری با ما داشتند.
دوست داشتیم با حیوانات آشنا بشیم بهشون غذا بدیم حتی تو همون حال کودکب دوست داشتیم داشته باشیمشون باهاشون حرف بزنیم بزرگشون کنیم همراهمون باشند.

http://s8.picofile.com/file/8299394076/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C.JPG

اون زمان خونه ها اکثرا ویلایی بود. اسمان خراشها و اپارتمان ها و زندگی زنبوری هنوز مد نشده بود.واقعا واقعا چهار دیواری ها اختیاری بودند.

هر خونه ای یک حیاط داشت داخل حیاط هم معمولا درخت یا درختانی بود.که نمیدونم چرا تو خیلی از خاطرات بچه های دیروز همیشه اسم درخت توت در میان بود.نوع ساختمان و مصالح اون هم بی تاثیر در جمع شدن و پناه گرفتن جانورا و مخصوصا پرنده نبود. فصل بهار پرستو ها بر میگشتند و گوشه ای از سقف یا سوراخ سمبه های دیوار خونه لانه میساختند.گنجشکها هم همینطور.
گاهی زیر درخت یا کنارهای سقف خونه ها متوجه یه چیزی مثل همین تصویر میشدیم نمیدونم تصویر بالا مربوط به چه پرنده ای هست اما بچه گنجشکها زیاد از لانه میفتادند بیرون.متاسفانه بسیاریشونم می مردند و خوراک مورچه و .... می شدند.اونهایی که به هر تقدیر زنده می موندند. از پدر بررگ یاد گرفته بودیم چطور برداریم و با استفاده از پله بلند انتهای حیاط بگذاریم تو لونشون و چقدر خوشحال میشدیم.پرنده ها که بزرگتر میشدند شیطون تر میشدند و زود میفتادند پایین و ما همین کارو تکرار میکردیم بچه گنجشکهارو بیشتر دوست داشتیم وقتی به اندازه ای مثل تصویر زیر می رسیدند.و کنار نوکشون زرد میشد و بچه بودند. بیشتر از لانه خارج میشدند و راه برگشتی هم نداشتند گنج مادر هم کلی سرو صدا میکرد نمیتونست برش داره ببره داخل لانه چون بزرگ بود.و ما که نزدیکتر میشدیم سرو صدای مادر گنجشکه بیشتر میشد میرفت میامد. معلوم نبود لونش رو کدام یک از شاحه هاست برش میداشتیم میبردیم رو همون شاخه ای که مادر گنجشکه بیشتر اونجا میرفت و میامد و یک جا امن که نیفته ولش میکردیم و مادر گنجشکه کمکش میکرد شاخه به شاخه به شاخه و لانه خودسون برسه و از چنگ گربه نجات پیدا کنه.
گاهیم تو کوچه همین گنجشکارو پیدا میکردیم اما خبری نه از مادر گنجشکه بود نه لونه میاوردیم پیش خودمون اما چیزی نمیخورد و متاسفانه از بین میرفت.
اون موقع ها بچه گربه ها هم زیاد ازما بچه ها نمی ترسیدن میومدن و با هاشون بازی میکردیم و و خدا میدونه چقدر دوستشون داشتیم.

http://s9.picofile.com/file/8299394084/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9.JPG

خیلی از ما اینطور بودیم شاید شما اینطور نبودین اما خیلیامون هرچند بزرگتر شدیم دلمون سنگتر شد. حتی به یک بچه گربه هم رحم نمیکنیم و با چوب و سنگ و لنگه دمپایی میفتیم دنبالشون.گاهی یادمون میره موجوداتی که اطرافمون هستندمخلوق خداوند هستند جان دارند. درد میکشند.اگر خدمتی به خلق خدا نمیکنیم بهش ضرر نرسونیم.کجاست اون دل پاک کودکیمون. اگر بخدا اعتقادی داریم برای مخلوق اون خدا و ساخته دستش احترام بگذاریم. چون حق زندگی و جان شیرین بهشون داده

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ