بچه های دیروز
سایت نوستالژیک

زلزله 6/4 ریشتری سرپل ذهاب

زلزله 6/4 ریشتری سرپل ذهاب
زلزله 6/4 ریشتری سرپل ذهاب

زلزله ای به قدرت 6/4 ریشتر در روز یک شنبه 4 آذر 1397 حوالی سرپل ذهاب در استان کرمانشاه را لرزاند.

این زمین لرزه در ساعت 20:07 در عمق 7 کیلومتری زمین به وقوع پیوست.

این زلزله در منطقه ای بین شهرستان های قصر شیرین – سرپل ذهاب و گیلانغرب اتفاق افتاد و گروه های ارزیاب و امداد رسان به منطقه اعزام شدند.

با توجه به قطع برق در زمان زلزله و همچنین طولانی بودن زمان زلزله در محل وقوع آن دوباره ترس تجربه زلزله سال قبل و عوارض بعد از آن در دل مردم زنده شد.

این زمین لرزه غیر از شهر های استان کرمانشاه منجمله شهر کرمانشاه مرکز این استان در استان های عراق – کردستان ایلام – خوزستان- ساوه – تبریز – ارومیه – رشت – اصفهان و غیره حس شد.

این زلزله به عنوان پس لرزه های زلزله اصلی کرمانشاه که تا سالگرد آن بیش از 5500 پس لرزه داشت قلمداد شد.

هرچند برخی منابع آنرا زلزله ای مستقل از زلزله 21 آبان 1396 سرپل ذهاب می دانند چرا که حدود 60 کیلومتر از آن فاصله داشت.

در پی این زلزله روز دوشنبه 5 آذر ماه مدارس کل استان کرمانشاه به علت تداوم پس لرزه ها تعطیل اعلام شد.

در این زلزله بیش از 770 نفر مصدوم شدند و به واحد های مسکونی خسارت وارد شد. آب شهرهایی زلزله زد قطع یا کدر شد و تا ساعت ها در برخی مناطق برق قطع بود یا دچار افت ولتاژ و قطع پایین شده بود.

فاصله کانون زمین لرزه با شهرهای اطراف

27 کیلومتر با گیلانغرب

32 کیلومتر با سرپل ذهاب

33 کیلومتر با قصر شیرین

نرگس کلباسی یکی از افرادی که در اولین روزهای زلزله کرمانشاه در سال 1396 در منطقه حضور دارد.

با جمع آوری کمک های مردمی و ساخت خانه های مردم به مردم زلزله زده چند روستا کمک می کند و تا زمان نگارش این مقاله یعنی 21 دیماه سال 97 در منطقه حضور دارد. در اینستاگرام خود در مورد تجربه این زلزله چنین نوشت.

سلام دوستان عزيزم،
خیلی از اهالی روستاها هنوز داخل ساختمان جدیدشان نرفته اند و این موضوع قبلاً ناراحتم میکرد. احساس میکردم که شاید به اندازه‌ی کافی به آنها اطمینان خاطر نداده ایم؛ ولی چند هفته پیش همه چیز برایم عوض شد. روز قبل از زلزله اخیر که آذرماه گذشته در سرپل ذهاب رخ داد، با تیم روستا جلسه داشتم و با قاطعیت از آنها خواستم که به داخل خانه ها بروند و می خواستم کانکس ها را از روستا به مکان دیگری منتقل کنم. فکر میکردم که اگر کانکس ها را از منطقه خارج کنم میتوانند همه چیز را فراموش کنند و یک زندگی جدید و بدون ترس را شروع خواهند کرد. در این یک سالی که گذشت، صدها پس لرزه آمد که خودم تجربه کردم و میدانستم که چقدر وحشتناک است ولی هیچ چیز به اندازه آن شبی که زلزله ماه پیش روی داد، روی من و افکار من تأثیر نگذاشت. وقتی کانکسم تکان خورد و جیغ و داد اهالی را شنیدم، انگار آخر الزمان بود. خیلی سخت بود و دیدم که چقدر حق با آنها بود که بترسند و وارد خانه ها نشوند؛ چقدر سخت بود و من چقدر ساده از آن گذشتم. در همین جا می خواهم از آنها معذرت خواهی کنم که درست درکشان نکرده بودم. می خواهم از امروز روی سلامتی روحی همه افرادی که زلزله را تجربه کرده اند تمرکز کنیم چون موضوع ساده ای نیست و نمی خواهم که ساده از آن عبور کنیم. میخواهم که با صبر، حوصله و درک درست، با هم پیش برویم و تا زمانی که همگی خوب، سرحال و شاد شوند، از همدیگر حمایت کنیم چون که شادی همه‌ی ما به هم بستگی دارد. از همه‌ی دوستان عزیزی که در زمینه‌ی روانشناسی، مخصوصاً در زمینه حوادث اینچنینی، تخصص دارند درخواست می کنم به من ایمیل بزنند تا بتوانیم گروهی را برای کل منطقه تشکیل دهیم.
خیلی دوستتون دارم

اینستاگرام نرگس کلباسی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.