بچه های دیروز
سایت نوستالژیک

زمستان قدیم

 زمستان قدیم – قبلا که بچه بودیم خیلیامون چنین تعطیلاتی نداشتیم یا تعطیلات بخاطر آلودگی هوا و غیره, ولی در عوض تعطیلی بخاطر بارش برف رو داشتیم

فریدون شهر اصفهان سال 1358
زمستان نوستالژیک قدیم

زمستان و پاییز قدیم هم رو به خوبی میشد حس کرد.

وقتی برف می آمد مثل الان نبود که نیامده آب بشه , وقتی برف می بارید چند روز مهمان  کوچه ها بود.

مخصوصا کوچه های تنگ و باریک قدیم که با بارش پشت سر هم و یخبندان و سرمای زمستان های قدیم خیلی دیر آب می شد.

علاالدین قدیمی
علاالدین قدیمی

وقتی هم که برف روی پشت بامها یا حیاط رو داخل کوچه می ریختند برف و ارتفاعش بیشتر می شد.

چه حس خوبی میداد زمستان یا اواخر پاییز یهو شب ساعت۹ شب برف می آمد .

برف هایی به رنگ برف سریال قصه های جزیره مخصوصا موقعی که فرداش شنبه بود .

معمولا شنبه یکی از روزهایی بود که بیشترین مشق و تمرین را باید تحویل میدادیم یا درس های گردن کلفت رو در این روز و زنگ اول می انداختند.یهو برف اروم اروم می بارید .چقدر دعا می کردیم فردا برف بیاد.

فردا صبح که ازخواب بیدار می شدیم.یهو می دیدیم که اصلا چیزی نباریده حالمون گرفته میشد و باید خودمونو حاضر می کردیم خون تو دستمون مثل بختک به جونمون می افتاد.

ای داد بیداد از بس تمرکزمون رو گرم شدن دست و پامون گذاشتیم که یادمون رفت کلاه و دستکش رو از رو بخاری برداریم نصفش را حالت زردی گرفت, اشکال نداره خیلی از بچه ها روی کلاه یا دستکش شون این سوختگی دیده می شد.

اما گاهی مدرسه بودیم و مدارس دایر بود برخی از معلمان زمستون رو کوفت بچه ها می کردند.مخصوصا موقع تنبیه از بچه ها می خواستند دستشون رو زیر برف کنن بیان و با ترکه یا شیلنگ کف دستشون می زدند کار ناشایستی که فقط حس بد رو به معلم و مدرسه تقویت می کرد.

یادم هست تا خود نوروز حتی گاهی ایام نوروز هم برف می آمد حتی بعد امتحان ثلث دوم که پایان اسفند بود که دفترچه نوروزی مونو می دادند برف بود و یسال باعث تعطیلی یک امتحانمون شد

زمستان نوستالژیک قدیم
زمستان قدیم

البته یک بدی داشت زمستان, اون هم شب های طولانیش بود که یهو نفت علاالدین یا مخزن بخاری تمام می شد.الان باید یک نفر که معمولا مادر بود بلند میشد بخاری یا علاالدین را نفت می کرد ,علاالدین اولش معمولا یکم گاز داشت.پس بیرون از منزل روشنش میکردن با فتیله رو روبراه می کردند.

شب های زمستان مردم دور علاالدین یا اونایی که کرسی داشتند  جمع میشدند میگفتند و می خندیدند کنار هم جمع بودند و تلویزیون نگاه می کردند.

در مناطق روستایی یا جاهایی که سبک منازل فرق داشت.چکه کردن سقف خودش یک درد سر بود که باید با نوعی غلطک کوچک روی سقف برای خانه های گلی(بان گلان) مشکل حل میشد.و سقف را کاه می زدند.

شب نشینی های واقعی هم در این شب ها خیلی رواج داشت.نه مثل الان که فقط ظاهرا میرن شب نشینی هر کسی سرش توی گوشیشه و تاز موقع بلند شدن تو کوچه یاد حرفهای ناگفته شون  می افتند.

شاید هیچی نبود امکاناتی نبود ولی آدمها واقعا دور هم جمع بودند واقعا به حرف هم گوش می کردند.وقتی بزرگتری با فرزندش حرف میزد همدیگرو نگاه میکردن نه مثل الان که طرف مقابل غرق شده تو دنیای مجازیش و اصلا روی سخنش با دیگران نیست.

بازدید: 42

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.