X
تبلیغات
رایتل

بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

گل کوچیک قدیما



گل کوچیک , فوتبال هر چیزی که به زبان محلیتون میگفتین

خیلی خرج زیادی نداشت.یه توپ راه راه قرمز یا آبی , چهار تا سنگ به عنوان دروازه.

یه کوچه خاکی, خیلی هم لاکچری میشد توپ چهل تیکه و دروازه هایی کوچک آهنی که پسرای همسایه می آوردند.

بچه ها نمیدونم قدرشنانس و قدر دان بودن یا ندار البته بنظرم اولیش صادقه .توپهای پلاستیکی دوام چندانی نداشت کافی بود به گوشه چیز تیزی بخوره خیلی سریع پنجر میشد و از دور خارج میشد اما بچه ها همین توپ پنجر هم پرت نمیدادند .با یه تیغ یا کارد و چاقو توپ رو برش میدادند و یه توپ سالم رو توش قرار می دادند. هم توپ مقاوم میشد هم سنگین مناسب پا گاهی هم که وقتی توپ رو شوت میکردی جلد توپ خارج میشد. چاره ش یک تیکه نخ بود که دو طرف جلد رو می بست که محکم محکم بشه

یادش بخیر بیشتر دم ظهر به بعد یکی از بچه ها چند بار توپو زمین میزد صدای توپ که می امد, بچه ها دونه به دونه می امدن تو کوچه , اونایی هم که پای تلویزیون چسبیده بودن و پسر شجاع و دکتر ارنست و... رو نگاه میکردند.به زور می کشیدیدن بیرون

دو تا سنگ رو گام میکردند به فاصله برابر دو تا دروازه می ساختند.

به تعداد برابر تیم میدادند و شروع میشد اکثرا هم بدون داور بود و پر شور و صدالبته پر دعوا.

کناره توپ یه حالت برچستگی داشت اگه موقعی که شوت میشد به ساق پای هرکی میخورد درد رو به استخون می رسوند.

بیشتر دعوا ها سر گل شدن یا نشدن بود .حریم دروازه فقط دو تا سنگ بودو ارتفاعش فرضی و ذهنی انجام میشد. و سر اینکه این توپ گل شده یا اوت یا کرنر همیشه دعوا میشد. حتی با وجود داور

مثل الان روز نبود که بچه ها برای هرکاری یه کفشی داشته باشن خیلیا کفشی که داشتن مال مهمونی بود مال مدرسه بود مال رفت و امد بود. و پاره شدن اون کفش واقعا براشون گرون تموم میشد.

بنا براین بعضی از بچه ها از کفشهایی استفاده میکردند که پلاستیکی بود که در تصویر می بینید.اسمشو نمیدونم.حتی بصورت پاره شده استفاده میکردن

بازی شرچع میشد سرو صدا و فریاد و شادی گل مغز همه رو میخورد یهو کل کوچه میشد پره از گردو خاک , زن و مرد همسایه که اتفاقا مسن هم بودند تحمل میکردن دندون رو جیگر میگذاشتند تا اینکه بفرما دسته گل به اب داده میشد یا تند تند توپ به در خونه همسایه میخورد یا از بخت بد. میزد شیشه رو میشکستند اون وقت بود که اقای همسایه و زن همسایه میامدن و داد و بیداد و گاهی فحش و ناسزا بچه هارو دور میکردند که برید دم در خونه خراب شده باباتون و گوش کسی که شیشه رو شکسته میگرفتند میبردن در خونه باباش

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

مهناز آذین

رزومه مهناز آذین

http://Www.bachehayedirooz.tv

تهیه کننده ارشد تلویزیون، فعالیت در گروه کودک و نوجوان شبکه ۱ سیما

فیلم وسریال شبکه ۱ سیما

فوق لیسانس روانشناسی تربیتی 

 فارغ التحصیل دوره تخصصی تهیه کنندگی تلویزیون از دانشکده فوق لیسانس صدا و سیما با کسب رتبه اول دوره تهیه‌کنندگی. 

تدریس در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی در رشته تکنولوژی آموزشی.

تدریس درس فرایند سیستماتیک تولید برنامه‌های تلویزیونی در معاونت آموزشی دانشکده صدا و سیما. طراح و تهیه کننده برنامه های خردسال، کودک و نوجوان. طراح و تهیه کننده برنامه صبح بخیر کوچولو و شب بخیر کوچولو معروف به بستنی ها و تولید برنامه های متعدد کودکان و نوجوانان، تولید تله فیلم تماس که در جشنواره کوثر عنوان بهترین فیلم نامه را بدست آورد. عضویت در کمیته تخصصی تهیه کنندگی تلویزیون و طرح و برنامه صبا. آخرین تولیدش فیلم داستانی "تصمیم من" بعنوان بهترین برنامه در سیزدهمین نشست اتحادیه رادیو تلویزیونهای آسیایی- اقیانوسیه برگزیده شد و در جشنواره "ABU Prize" موفق به دریافت دیپلم افتخار گردید و به فینال جشنواره های بین المللی"Japan Prize" ،"سواستو پل روسیه"و "جشنواره رشد" راه یافت.

منبعhttps://t.me/mediakidsmember

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

جمعه


#جمعه


جمعه درست از زمانی دلگیر شد 

که آقا جون رفت و پر کشید و از زمانی 

دلگیرتر که مادرجون دیگر مارا به یاد نمی آورد.

درست از همان روزهایی که صدای قل قل سماور به گوش نمیخورد و صدای بازی کودکانه ی نوه ها در حیاط سر به فلک نکشید...

از همان وقتی که ناهار روز جمعه را کنار یکدیگر نخوردیم و تعداد آدمهای دور سفره کم و کمتر شد...

دقیقا وقتی خانه ی امید وخاطره هایمان را کوبیدند و به جایش آسمان خراش ساختند، جمعه سنگین و غمگین شد !

نه دیگر جایی برای رفتن داشتیم و نه کسی با یک لیوان کمر باریک و چای خوشرنگ منتظرمان بود 


تا دلتنگی های یک هفته ی پر مشغله را از 

شانه هایمان بتکاند...


و حالا جمعه دستش به بغض هایمان بند است!!


#میلاد_اسماعیلی

www.bachehayedirooz.tv

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

کجایی مرد؟


ﺩﻟﻨﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﻮﺗﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮﻡ

ﮐﺠﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩ؟

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺟﺎﯼ ﺗﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﭘﺴﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮﻡ ﺍﺭﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﯽ ﺳﺮ ﺳﺎﻡ ﺁﻭﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻣﺤﻠﻪ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺯﻧﺒﯿﻠﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺟﻮﮎ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺐ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﺍﺩ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

ﮐﺠﺎﯾﯿﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻟﻮﺗﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺍﻡ ﺷﻬﺮﻡ؟

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺳﺒﺒﻞ ﻫﺎﯼ ﺗﺎ ﺑﻨﺎﮔﻮﺷﺘﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺳﺒﯿﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﻩ ﮔﺸﺎﯼ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ

ﻫﻢ ﺳﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﻫﻢ ﺑﺮﺍﺕ

ﻫﻢ ﭼﮏ ﺗﻀﻤﯿﻨﯽ ﻭ ﻃﻼﯾﯽ

ﺳﺒﯿﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﯾﮏ ﺗﺎﺭﺵ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎﯼ ﻧﺰﻭﻝ ﺧﻮﺍﺭ

ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﻬﺮﻡ ﻭ ﭼﮏ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ

ﮐﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﺎﻥ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ

ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻣﻌﺘﺒﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﺭﻭﯾﺎﻝ ﻧﯿﮏ ﺍﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪ،ﻣﯿﺘﺴﻮ ﺑﯿﺸﯽ ﺗﻮﮐﯿﻮ

ﻧﯿﮏ ﺍﻑ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ

ﻭ .....

" ﻣﺤﻤﺪ ﺳﺎﺑﻮﺗﻪ

Www.bachehayedirooz.tv

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

وقتی که....

http://s9.picofile.com/file/8307898118/%D9%BE%D8%AF%D8%B1.JPG

وقتی 4 ساله بودم: بابا هر کاری می تونه انجام بده.

وقتی 5 ساله بودم: بابام خیلی چیزها می دونه.
وقتی 6 ساله بودم: بابام از بابای تو باهوش تره.

وقتی 8 ساله بودم: بابام هر چیزی رو دقیقا نمی دونه.

وقتی 10 ساله بودم: در گذشته زمانی که بابام بزرگ می شد همه چیز مطمئنا متفاوت بود.

وقتی 12 ساله بودم: خوب طبیعیه پدر در آن مورد چیزی نمی دونه، اون برای به خاطر آوردن کودکیش خیلی پیر است
وقتی 14 ساله بودم: به پدر توجه نکن، او خیلی قدیمی فکر می کنه.

وقتی 20 ساله بودم: آه خدای من! او خیلی قدیمی فکر می کنه!

وقتی 25 ساله بودم: پدر کمی درباره آن اطلاع دارد. باید اینطور باشد، چون او تجربه ی زیادی دارد.

وقتی 35 ساله بودم: بدون مشورت با پدر کوچک ترین کاری نمی کنم.

وقتی 40 ساله بودم: متعجبم که پدر چگونه این جریان را حل کرد. او خیلی عاقل و دانا بود و دنیایی تجربه داشت.

وقتی 50 ساله بودم: اگر پدر اینجا بود همه چیز را در اختیار او قرار می دادم و دراین باره با او مشورت می کردم خیلی بد شد که نفهمیدم او چقدر فهمیده بود. می توانستم خیلی چیزها از او یاد گیرم.

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمبر های قدیمی

مجموعه ای از تمبرهای قدیمی ارسال شده توسط آقای علی اسدالهی از همدان

http://s9.picofile.com/file/8307891842/%D8%AA%D9%85%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/


http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

فشنگ قدیمی

زمان جنگ از فشنگ و پوکه های اون چیزهای قشنگی می ساختند که یک جور یادگاری قشنگی از  دوران نه چندان جالب جنگ میشد. مثل زیر سیگاری و....

فشنگ قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv

ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان/

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

کبریت قدیمی - ممتاز و تبریز

کبریت های قدیمی ممتاز و تبریز

کبریت قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

کبریت قدیمی توکلی

;کبریت قدیمی توکلی

کبریت قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

ارسال شده توسط آقای علی اسدالهی از همدان

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

کتاب ارژنگ قدیمی

بچه های دیروز دوستان خوب من خاطرتون هست؟ کتابی بود بنام ارژنگ البته فکر می کنم این کتاب الان هم در کتابفروشی های سطح کشور باشه.

موضوع این کتاب در اصل آموزش نقاشی بود خیلیا ازش داشتند حتی خیلیا که نداشتند . بواسطه دوستانشون ازش استفاده کردند.

اما حقیقت اینه که  درسته این کتاب برای آموزش و الهام گرفتن بچه ها از نقاشی های داخل کتاب تهیه و منتشر شده بود اما درصد قابل توجهی از بچه ها نه تنها چیزی ازش یاد نمیگرفتند بلکه نقاشیشون روز به روز بدتر میشد حالا می پرسید چرا؟ خوب خدمتتون عرض ی کنم

دلیلش این بود بچه ها حتی سر جلسه امتحان هنر هم مستقیما ازش کپی میکردند به روشهای زیر.:

1-قرار دادن  برگ دفتر روی کتاب ارژنگ به شرطی که برگ دفتر نازک می بود نقاشی  از زیر برگ معلوم بود و راحت میشد از روش کپی کرد.

2-زمانی که  برگه دفتر ضخیم یا کاهی بود از روش یک نمیشد استفاده کرد . یک روش جایگزینش استفاده از برگ کاربن بود کاربن رو بین کتاب ارژنگ و دفتر قرار میدادند و روی نقاشی می کشیدند به این ترتیب اثر و طذح نقاشی روی دفتر میفتاد مثل دفترچه های پزشکی که دکتر روی برگه اصی می نویسه و سه باز همون خظط بخاطر کاربتی بودن صفحات کپی میشه.

3- این روش رو خیلی ها استفاده کردند منتها یک بدی داشت بوی اون بود- اگر ضخامت دفتر جوری بود که نمیشد از روش یک استفاده کرد یا نقاشی ریزه کاری زیادی داشت یکمی نفت به برگ دفتر می زدند و حالت شیشه ای پیدا میکرد اونو رو کتاب ارژنگ میگداشتند و راحت و بی دردسر با مداد از روی نقاشی کپی می کردند. اما دو تا چیز لو میداد این نوع کپی رو یکیش بوی نفتی که دفتر رو میگرفت و دوم خط مداد کمی ضخیم تر نشون داده میشد.

و به این ترتیب کپی برداری های بی حد از این کتاب نه تنها باعث شکوفایی دانش آموزان نمیشد بلکه تنبل هم میشدند و همیشه به این کتاب وابسته میشدند.


کتاب ارژنگ قدیمی.JPG


کتاب ارژنگ قدیمی.JPG


کتاب ارژنگ قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

ارسال شده توسط آقای جواد پسنده

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ