بچه های دیروز

نوستالژیک-نوستالژی- دهه 60-دهه50 مجری قدیم کتاب های قدیمی و برنامه کودک قدیمی دهه60/70

آگهی آگهی

فروزان زاهدبیگی

فروزان زاهدبیگی

فروزان زاهد بیگی.JPG

توضیحات درمورد تصویر از زبان سرکارخانم فروزان زاهدبیگی :

مجموعه: امیدهای ایران (پسته)

با یاد و خاطره دنیا فنی زاده عزیزم که جاودانست وعروسک گردانی بی بدیل و بی نظیرش ، یادت ماندگار رفیق
مجری: الهه رضایی
عروسک گردان : دنیا فنی زاده
گوینده : فروزان زاهدبیگی
اردیبهشت 81 جام جم

منبع تصویر فوق:اینستاگرام خانم فروزان زاهدی

سلام عرض می کنم . خدمت بینندگان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه مخصوصا بچه ها که دوستای خیلی  خوب من هستند. من فروزان زاهد بیگی هستم.از سال حدودا فکر می کنم سال 65 -66 کارمو شروع کردم.همراه با اینکه در واقع درسمو تموم کردم.مدرسه هنرهای سازمان دوره طراحی و نقاشی گذروندم و بعد از اون هم تئاتر عروسکیو.

و بعد از اتمام این دوره ها درواقع جذب کانون پرورشی کودکان و نوجوانان شدم. و بعد از اون هم با تلویزیون همکاری داشتم. توی تلویزیون از سال 67 بود فک می کنم از سال 67 شروع به کار کردم با یکسری کارهایی که به عنوان گوینده عروسک بودم و برای شما بچه های عزیز کار می کردم. و بعد از اون هم همزمان توی کانون با همدیگه ادامه دادم  کارمو از کاری که بخواهم براتون بگم با سنجاب و دوستان شروع کردم. یک مجموعه نمایشی عروسکی بود.که تو اون کار نقش یدونه خرس رو داشتم.یعنی گوینده ش بودم.تهیه کننده ش جناب آقای بادکوبه بودند.که امیدوارم هرجا که هستند تندرست و سالم باشند.

 برنامه سنجاب و دوستان



سریال صندوق پست

بعد از اون صندوق پست رو البته جز کارهایی که آشنا باشه  و بیشترتو ذهن بچه ها مونده باشه صندوق پستو کار کردم. که توی اون کار سری اول کلاه قرمزی بود در واقع-یه شخصیت بود به اسم گلابی - صدای گلابیه رو می گفتم همراه با ژولی پولی و بعد کلاه قرمزی هم اون مجموعه رو حتما یادتون هست  شما.

دانلود صندوق پست-کلاه قرمزی و آقای مجری(مرجی)دهه60-70

و در ادامه جزو کارهایی که براتون بگم که تو ذهنتون بیاد شمشاد شجاع رو کار کردم . شمشاد شجاع که نقش شمشادو داشتم. که خیلی میرفت با همه چیز جنگ میکرد در واقع همه چیزو بدست میاورد

برنامه شمشاد شجاع

سریال اوستا بابا

اوستا بابا بودش  که تو  اونجا نقش مظفرو داشتم  اوستا بابا اوستا بابا کجایی ؟یادتون میاااد؟ نه!! فکر نکنم!!نقش مظفر رو داشتم  یعنی یه اوستا بابا بود و مظفر که آتیشی میشد اگه یادتون باشه عصبانی می شد.آتیشی می شد یه خواهریم داشتم  آتیش پاره  که با هم دیگه اینا خیلی کل کل میکردن اوستا بابا بنده خدا همیشه سعی میکرد بین مارو آشتی بده اوستا بابا اوستا بابا کجایی؟

بعد دیگه سرزمین خوشبختی که خدا رحمت کنه آقای اردشیر کشاورزیو که توی اون کار بودم که نقش یکی از حیونای جنگلو  داشتم

بعد دیگه تا بیایم - براتون بگم بستنی ها - فکر کنم بستنی ها رو یادتون باید  باشه یکی قیفی یکی چوبی یادتون اومد؟اون کار- کار خانم آذین  - سرکار خانم آذین باز  ان شا الله امیدوارم هرکجا هستند. سلامت و تندرست باشند.خانم آذین تهیه کننده اون کار بودند.سرکار خانم پور مختار بودند در کنار من(آزاده پورمختار)که گویندگی میکردیم ایشون صدای بستنی قیفیو  - چوبیو  می گفتند. من بستنی قیفی رو می گفتم.

و بعد اونم کاری که براتون آشنا باشه  تو این چند سال اخیر - سریال عروسکی چشم بلبلی بود.چشم بلبلیو یادتونه؟؟؟؟؟

چش بلبلی یه عروسک خیلی شیطونی بود.البته یواش یواش بزرگ میشد رشد میکرد این شخصیت -  چشم بلبلی هم کاری بودش که تهیه کننده سر کار خانم موقر و سرکار خانم کرامتی بودندو کارگردانیشم به عهده خودم بود اونجام گوینده بودم صدای چش بلبلیو خودم می گفتم.

برنامه چشم بلبلی

مزرعه گل گندم کاری بودش که بعد از چش بلبلی انجام می دادم. یه مزرعه ای بودش که بازم فکر کنم یادتون باشه چون در واقع جدیدتر هست. مترسک داشتیم- توش جیمبالو بود یه فیل بود یدونه هم کلاغ بود که صدای کلاغه رو من می گفتم.

برنامه شهر بستنی ها


خوب براتون بگم از بستنی ها. - سر بستنی ها ما بودیم یه دفعه بعد مشغول کار بودیم وقتی که منو و سرکار خانم پور مختار کنار هم می نشستیم. و گویندگی کار می کردیم و همزمان بهرحال از مانیتور ما تو صحنه رو نظارت می کردیم.وقتی شروع به کار شد. ما از روی متن شروع کردیم به خوندن  و تصویر بردارهای ما همزمان داشتن بهرحال تصویرو می گرفتند. پشت به ما بودند و روبه صحنه بودند. و داشتند کار می کردند. من و خانم پور مختار با هم توی مانیتور که داشتیم با هم نگاه می کردیم.

دیدیم چون در واقع اتفاقی که داشت میفتاد مربوط به یسری به به ایها و گوسفندای که توی کار میومدند.و ما هواسمون به نقاشی هایی  که که تصویر هست  شروع کنیم راجع به اینا صحبت کردن یه دفعه من و خانم پور مختار. نگاه  کردیم توی یکی از این دوربین ها  دیدیم که یه موهای وز وزی د اره میاد از پایین کادرداره میاد میره .از تو تصویر. بعدما نگاه کردیم که یه تمحیدی برای اینکه بهرحال نشون بدن برای یکی از تصویرای که بهر حال اتفاقی اقتاده تو تصویر و بما نگفته بودن لابد  - بعد دیدیم نه از اتاق فرمان کات دادند. و این به این دلیل بوده که

یکی از این اقایون اومده  آروم چهار دست و پا پایین درواقع دوربین راه بره و این موهای فرفری ایشون پایین کادر در واقع اومده بودهمزمان  رد شده بوده  و من سعی کردم رو اون موهای وز وزی صدا بزارم فکر کردم  که یه اتفاقی افتاده غیر اون بستنی  روی اونم صدا بزارم  بعد دیدم کات دادن فهمیدیم و یکی از این اقایون تصویر بردار اومدن که لطف کنن چهاردست و پا راه برن و یک مطلبیو به دوستشون بدن بهرحال موفق نشدند و کات دادند.و این اتفاق نیفتاد.

با اینکه دوست دارم خیلی پهلوتون بمونم همینجور پهلوتون  باشم.ولی الان وقت خداحافظیه دیگه - باید ازتون خداحافظی بکنم.خیلی دوستتون دارم.امیدوارم که همیشه همیشهموفق و موید باشید توی کاراتون - بهرچی که دوست دارین برسین- خود من الان که دارم براتون صحبت می کنم. هیچ وقت فکر نمیکردم که تمام این اتقاتی که برام  افتاده خاطره بشه.ولی از اون موقع تا الان. خیلی ساله گذشته فکر می کنم که کارهایی که من کردم برای پدر و مادر ها اشناتر باشه تا برای بچه ها یی که الان هستند. ولی قول میدم برای بچه هایی که الان هستن هم کار بکنم.امیدوارم که بزودی ببینمتون و برای همیشه تا وقتی که هستین تندرست و سلامت باشین و بزودی ببینمتون -- به امید دیدار -خدانگهدار


اینستاگرام خانم فروزان زاهدبیگی

@foroozan_z


این متن از برنامه تا همیشه سرکار خانم گیتی خامنه گرفته شده است که  سرکار خانم زاهد بیگی در این برنامه مهمان بودند و از کارها و برنامه هاشون برای نسل ما گفتند.

http://bachehayedirooz.tv/







http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ