X
تبلیغات
رایتل

بچه های دیروز

سایت بچه های دیروز یک پایگاه نوستالژیک برای ایرانیان می باشد. که خدماتی همچون فیلم و کارتون های قدیمی ، کتاب های درسی قدیمی ، تصاویر نوستالژیک ، عکسهای قدیمی ایران قبل از انقلاب در دوره های پهلوی وقاجار را در اختیار ایرانیان و علاقمندان قرار می دهد

آگهی آگهی

نوستالژى تنها پناه روزگار ماست انگار.

نوستالژى تنها پناه روزگار ماست انگار

ده پانزده سالى است که هرکس به هر قصدى مى‌خواهد آدم‌ها را خوشحال کند، از گذشته مى‌گوید...

کافه‌هاى تازه با صندوقچه و گرامافون و گردسوز کهنه خودشان را بزک مى‌کنند. 

رستوران‌هاى اعیانى با صندلى‌هاى لهستانى و چینى‌هاى گل‌قرمزى از مشتریان‌شان دل مى‌برند.

پرفروش‌ترین فیلم سینماهاى مملکت کمدى آشفته‌اى از روزگار کمیته و کاست و پشت مو و مانتوى اپل‌دار است...


چندی پیش دیدم که بر دیوارهاى ایستگاهِ مدرن متروى ولى‌عصر، اِلمان‌هاى دهه‌ى شصت را با خوشحالى نقش کرده‌اند؛ قمه و استکان کمرباریک و پیت نفت!

بهشت موعود مردم نه فردا، که دیروز است؛ آن هم چه دیروزى! روزهاى جنگ و قحطى و جنازه و شب‌هاى ترس و خاموشى و بمباران...

اما عجبا که آن تیره‌روزِ دیروزى، آرزوى امروزى ماست! 

شاید به خاطر این باور - درست یا غلط - که در گذشته هرچه هم نداشتیم، اما ایمان داشتیم؛ 

به خدا، وطن، عشق، و خودمان!

هرچند نان و برنج و پنیر و نفت کوپنى بود و دو شیشه شیر پاستوریزه گنجى که به قیمت ساعت‌ها ایستادن در صف به دست مى‌آمد، 

اما مردم خودشان را دوست‌تر مى‌داشتند...

این نوستالژى‌بازىِ روزافزونِ افراطى، شاید حاصل معامله‌ى ماست با روزگار؛ 

معامله‌اى که در آن، ایمان را به پاى پاره‌اى نان از دست نهادیم...

#حسین_وحدانی

www.bachehayedirooz.tv

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

گل کوچیک قدیما



گل کوچیک , فوتبال هر چیزی که به زبان محلیتون میگفتین

خیلی خرج زیادی نداشت.یه توپ راه راه قرمز یا آبی , چهار تا سنگ به عنوان دروازه.

یه کوچه خاکی, خیلی هم لاکچری میشد توپ چهل تیکه و دروازه هایی کوچک آهنی که پسرای همسایه می آوردند.

بچه ها نمیدونم قدرشنانس و قدر دان بودن یا ندار البته بنظرم اولیش صادقه .توپهای پلاستیکی دوام چندانی نداشت کافی بود به گوشه چیز تیزی بخوره خیلی سریع پنجر میشد و از دور خارج میشد اما بچه ها همین توپ پنجر هم پرت نمیدادند .با یه تیغ یا کارد و چاقو توپ رو برش میدادند و یه توپ سالم رو توش قرار می دادند. هم توپ مقاوم میشد هم سنگین مناسب پا گاهی هم که وقتی توپ رو شوت میکردی جلد توپ خارج میشد. چاره ش یک تیکه نخ بود که دو طرف جلد رو می بست که محکم محکم بشه

یادش بخیر بیشتر دم ظهر به بعد یکی از بچه ها چند بار توپو زمین میزد صدای توپ که می امد, بچه ها دونه به دونه می امدن تو کوچه , اونایی هم که پای تلویزیون چسبیده بودن و پسر شجاع و دکتر ارنست و... رو نگاه میکردند.به زور می کشیدیدن بیرون

دو تا سنگ رو گام میکردند به فاصله برابر دو تا دروازه می ساختند.

به تعداد برابر تیم میدادند و شروع میشد اکثرا هم بدون داور بود و پر شور و صدالبته پر دعوا.

کناره توپ یه حالت برچستگی داشت اگه موقعی که شوت میشد به ساق پای هرکی میخورد درد رو به استخون می رسوند.

بیشتر دعوا ها سر گل شدن یا نشدن بود .حریم دروازه فقط دو تا سنگ بودو ارتفاعش فرضی و ذهنی انجام میشد. و سر اینکه این توپ گل شده یا اوت یا کرنر همیشه دعوا میشد. حتی با وجود داور

مثل الان روز نبود که بچه ها برای هرکاری یه کفشی داشته باشن خیلیا کفشی که داشتن مال مهمونی بود مال مدرسه بود مال رفت و امد بود. و پاره شدن اون کفش واقعا براشون گرون تموم میشد.

بنا براین بعضی از بچه ها از کفشهایی استفاده میکردند که پلاستیکی بود که در تصویر می بینید.اسمشو نمیدونم.حتی بصورت پاره شده استفاده میکردن

بازی شرچع میشد سرو صدا و فریاد و شادی گل مغز همه رو میخورد یهو کل کوچه میشد پره از گردو خاک , زن و مرد همسایه که اتفاقا مسن هم بودند تحمل میکردن دندون رو جیگر میگذاشتند تا اینکه بفرما دسته گل به اب داده میشد یا تند تند توپ به در خونه همسایه میخورد یا از بخت بد. میزد شیشه رو میشکستند اون وقت بود که اقای همسایه و زن همسایه میامدن و داد و بیداد و گاهی فحش و ناسزا بچه هارو دور میکردند که برید دم در خونه خراب شده باباتون و گوش کسی که شیشه رو شکسته میگرفتند میبردن در خونه باباش

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

سیگار های قدیمی زر و اردیبهشت

تصویری قدیمی از سیگار زر و سیگار اردیبهشت ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان

سیگار های قدیمی  زر و اردیبهشت.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

وقتی که....

http://s9.picofile.com/file/8307898118/%D9%BE%D8%AF%D8%B1.JPG

وقتی 4 ساله بودم: بابا هر کاری می تونه انجام بده.

وقتی 5 ساله بودم: بابام خیلی چیزها می دونه.
وقتی 6 ساله بودم: بابام از بابای تو باهوش تره.

وقتی 8 ساله بودم: بابام هر چیزی رو دقیقا نمی دونه.

وقتی 10 ساله بودم: در گذشته زمانی که بابام بزرگ می شد همه چیز مطمئنا متفاوت بود.

وقتی 12 ساله بودم: خوب طبیعیه پدر در آن مورد چیزی نمی دونه، اون برای به خاطر آوردن کودکیش خیلی پیر است
وقتی 14 ساله بودم: به پدر توجه نکن، او خیلی قدیمی فکر می کنه.

وقتی 20 ساله بودم: آه خدای من! او خیلی قدیمی فکر می کنه!

وقتی 25 ساله بودم: پدر کمی درباره آن اطلاع دارد. باید اینطور باشد، چون او تجربه ی زیادی دارد.

وقتی 35 ساله بودم: بدون مشورت با پدر کوچک ترین کاری نمی کنم.

وقتی 40 ساله بودم: متعجبم که پدر چگونه این جریان را حل کرد. او خیلی عاقل و دانا بود و دنیایی تجربه داشت.

وقتی 50 ساله بودم: اگر پدر اینجا بود همه چیز را در اختیار او قرار می دادم و دراین باره با او مشورت می کردم خیلی بد شد که نفهمیدم او چقدر فهمیده بود. می توانستم خیلی چیزها از او یاد گیرم.

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

باز آمد بوی ماه مدرسه


باز آمد بوی ماه مدرسه

ماه مهر ماه مدرسه

بلندگو مدرسه روشن بود و این شعر رو می خوند ,باز آمد بوی ماه مدرسه ,,,,,,باز آمد ,,,
چهار شنبه در مدارس ,جشن جوانه ها برگزار گردید و بچه های کلاس هفتمی مدرسه ما هم جشن داشتند ,,,درسته که , کلمه های هفتم و جشن جوانه ها برای زمان ما نبود اما حال و هوای مهر و شروع مدارس مال خود خودمون بود ,تکرار خاطراه دیروز ما ,, لباس فرم پوشیدن و مدرسه رفتن و دیدن دوستانن همکلاسی سابق و ذوق مرگ شدن ,,,یار گیری و التماس کردن به ناظم که تو رو خدا ما دوتا رو توی یک کلاس بزارید ,,,اولین صبح تا زنگ صف می خورد و کلاس بندیا اعلام میشد گاهی هم بازی و بدو بدو و جیغ و داد می کردیم ,,,چه روزهایی بود که اولش با ذوق شروع میشد وآخراش دعا دعا می کردیم تابستون و تطیلات زود برسه ,,آرزوهامون حد و مرزی داشت ,,,نمیشه و نشدن گفتن بزرگترها ذره ای در خواستن های ما تاثیری نداشت و هر چند شاپرک آرزوهامون ساده تر میشد اما هر روز دامن خواسته هامون رنگاوارنگ تر و چین چین تر میشد ,,, حالا می خواسه دوست شدن با سارا باشه ,,یا کش رفتن کتاب کبری که شلختگی کرده برد یا دعوا کردن حسنک که حیوناش رو تنها گذاشته بود ,,گاهی هم خارج از دنیای کتاب و داشتن یک تراش صورتی ,یا جامدادی سیندرلا و ,,,,,,و نهایتا کش رفتن یک تیکه گچ دور از چشم ناظم و کشیدن خطوط و جدول های لی لی بازی گوشه ی حیاط مدرسه ,,,یادش بخیر ,,دلم می خواد چشمامو ببندم ,,,یک آرزوی ساده کنم و اون آرزوم این باشه که برگردم به ماه مهرو و دیدن کارتون مدرسه موشها یا فیلم بازم مدرسم دیر شد ,,دوستام ,,معلمام ,,,دوباره آقاجانم زنده بشه و برام کیف و لوازم التحریر بگیره و مادرم ,جوون بشه, دستمو بگیره ببره مدرسه برای پروی لباس فرم ,,,تعجب می کنم ,,,آخه آرزوم خیلی ساده س اما دست نیافتنی و بعیده ,,,بعید و دور ,,,دور دور ,,

سعیده مصطفوی

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

ساندیس قدیمی

این جلد ساندیس رو نگاه کنید خاطرتون هست اون زمان چقدر طرفدار داشتند و حتی از این پوسته یا جلد ساندیسها سفره -سبد- جا نواری و .... ساخته میشد؟

ساندیس قدیمی.JPG

.ارسال شده توسط آقای منصور کیخسروی

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمبر های قدیمی

مجموعه ای از تمبرهای قدیمی ارسال شده توسط آقای علی اسدالهی از همدان

http://s9.picofile.com/file/8307891842/%D8%AA%D9%85%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/


http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

شامپو خمره ای داروگر شامپو پاوه


شامپو پاوه رو نمیدانم اما این شامپو خمره ای های داروگر هنوزم تو بازار هستند و هنوزم ازشون استفاده میشخ شامپو های قدیمی کیفیت و بوی زیادی داشتند شامپو های الان فقط اسمشون و تبلیغشون جداب تر شده و کیفیت چندانی ندارند و همه کلای ک جور هستند

شامپوقدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv/

ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

شیرخشک قدیمی

این شیرخشک هارو خاطرتون هست؟ زمان جنگ یادتونه حتی شیرخشک هم به زور پیدا میشد؟

قوطی های این شیر خشک ها هنوزم که هنوزه تو خیلی از خونه ها پیدا میشه و اون زمان بعد از خالی شدن جای چای و شکر و... می شد الان هم جای پیچ و میخ و....

قیمتشو نگاه کنید 230 ریال

قوطی شیرخشک قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv

ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

فشنگ قدیمی

زمان جنگ از فشنگ و پوکه های اون چیزهای قشنگی می ساختند که یک جور یادگاری قشنگی از  دوران نه چندان جالب جنگ میشد. مثل زیر سیگاری و....

فشنگ قدیمی.JPG

http://bachehayedirooz.blogsky.com/

http://bachehayedirooz.tv

ارسال شده توسط علی اسدالهی از همدان/

http://s8.picofile.com/file/8291499542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499526/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG
http://s9.picofile.com/file/8291499568/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DA%86%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2.JPG

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق بچه های دیروز می باشد.
طراحی و اجرا:سایت ستاپ